جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١١٦ - غزل ٤٩٥ به جان پير خرابات وحق صحبت او
|
اى بُرده دلم را تو بدان شكل وشمايل |
پرواىِ كست نِىّ وجهانى به تو مايل |
|
|
وصف لب لعل تو چه گويم به رقيبان؟ |
نيكو نبود معنىِ نازك بَرِ جاهل |
|
|
هر روز چو حُسنت زدگر روز فزون است |
مَهْ را نتوان كرد به روى تو مقابل[١] |
|
|
بر آستانه ميخانه گر سرى بينى |
مزن به پاى، كه معلوم نيست نيّت او |
|
زاهدا! مبادا به افرادى كه با حضرت محبوب رابطه اى دارند، بى اعتنايى نمايى، زيرا هركس به طريقى با وى الفت دارد كه نيّت او بر تو معلوم نيست.
|
بيار باده، كه دوشم، سروش عالم غيب |
نويد داد، كه عام است فيضِ رحمت او |
|
معشوقا! اگرچه زاهد، باده نوشى وعشق ورزى وبه يادت بودن را حرام مى داند، از آن باده مرا نصيب كن واز حجاب عالم بشريّتم خارج نما، تا به فطرتِ «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»[٢]: (همان سرشت خدايى كه مردم را بر آن آفريد.) توجه كنم، اگرچه زاهد آن را گناه بداند؛ زيرا نويد بخشش را پيك دوست (قرآن شريف، ويا رسول اللَّه ٦ از زبان كتاب الهى) به ما داده؛ كه: «قُلْ: يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ! لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ، إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً، إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»[٣]: (اى بندگان من كه بر خود اسراف وستم روا داشتهايد! هرگز از رحمت خداوند نوميد نشويد، زيرا براستى خداوند همه گناهان را مى آمرزد، واوست خداى بسيار آمرزنده ومهربان.) وبه گفته خواجه در جايى:
|
گر ميفروش، حاجتِ رندان روا كند |
ايزد گنه ببخشد ودفعِ بلا كند |
|
|
در كارخانه اى كه رَهِ علم وعقل نيست |
وَهْمِ ضعيف، راىِ فضولى چرا كند؟ |
|
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣٧٢، ص ٢٧٨.
[٢] - روم: ٣٠.
[٣] - زمر: ٥٣.