جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٤١ - غزل ٥٢٦ اى در رخ تو پيدا، انوار پادشاهى
وممكن است بخواهد بگويد: درست است، اى رسول گرامى! (صلوات اللَّه وسلامه عليك) مرغان قاف (انبياء واولياء :) آيين پادشاهى را مى دانند، ولى تو در ميان ايشان بىنظيرى «مثل تو كس نديده است، اين علم را كماهى»؛ كه:
٣٥٠٨
«وَاصْطَفى سُبْحانَهُ مِنْ وُلْدِهِ أنْبِياءَ أخَذَ عَلَى الوَحْىِ ميثاقَهُمْ، وَعَلى تَبْليغِ الرِّسالَةِ أمانَتَهُمْ ... إلى أنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ لِإنْجازِ عِدَتِهِ وَإتْمامِ نُبُوَّتِهِ، وَمَأْخُوذاً عَلَى النَّبِيّينَ ميثاقُهُ، مَشْهُورَةً سِماتُهُ.»
[١]: (وخداوند سبحان از فرزندان او [آدم ٧] پيامبرانى را برگزيد واز ايشان پيمان [حفظ ونگاهدارى از] وحى، وراستى ودرستكارى در تبليغ ورساندن رسالت وپيام خويش را گرفت ... تا اينكه خداوند سبحان محمّد ٦ را براى وفاى به وعده وبه تمام رساندن نبوّت وپيامبرى برانگيخت، در حالى كه پيمان وميثاق او از پيامبران گرفته شده، ونشانههاى وى مشهور ومعروف بود.) به گفته خواجه در جايى:
|
آن سيه چَرده، كه شيرينىِ عالم با اوست |
چشمِ ميگون، لبِ خندان، دلِ خُرّم با اوست |
|
|
گر چه شيرين دهنان، پادشهانند؛ ولى |
آن سليمانِ زمان است، كه خاتَم با اوست |
|
|
روى خوب است وكمالِ هنر ودامنِ پاك |
لاجرم، همّتِ پاكانِ دو عالم با اوست[٢] |
|
|
كلك تو خوش نويسد، در شأن يار واغيار |
تعويذ جان فزايى، افسونِ عمر كاهى |
|
محبوبا! قلم قدرت واراده تو گاه به دوستان وگاه به دشمنانت عمر طولانى عطا مىفرمايد وگاه به هر دو عمر كوتاه، كنايه از اينكه: چه شده كه در كار خواجهات كوتاهى مى كنى ودوام ديدارت را براى او مقرر نمى فرمايى. در جايى مى گويد:
|
اى كه انگشتْ نمايى به كَرَم در همه شهر! |
وه! كه در كارِ غريبان، عجبت اهمالى است |
|
[١] - نهج البلاغة، خطبه ١.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣١، ص ٥٨.