جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٠٣ - غزل ٤٧٧ صبح است ساقيا قدحى پرشراب كن
تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ»[١]: (پس استوار ومستقيم روى [وتمام وجود] خود را به سوى دين كن، همان سرشت خدايى كه همه مردم را بر آن آفريد، هيچ دگرگونى در آفرينش خدانيست؟!) وچرا صواب نباشد كارى كه انبياء : را فرستاد تا دعوتمان به مشاهده كمال مطلق نمايند؛ كه:
٣٢٥١
«وَاصْطَفى سُبْحانَهُ مِنْ وُلْدِه أنْبيآءَ ... فَبَعَثَ فيهِمْ رُسُلَهُ، وواتَرَ إلَيْهِم أنْبِيآئَهُ؛ لِيَسْتَأْدُوهُمْ ميثاقَ فِطْرَتِهِ، وَ يُذَكِّروهُم مَنْسِىَّ نِعْمَتِهِ»
[٢]: (و خداوند سبحان پيامبرانى رااز فرزندان او [آدم ٧] برگزيد ... آنگاه در ميان آنان رسولان فرستادگان خويش را برانگيخت وپيامبرانش را پى در پى به سوى آنان فرستاد، تا ايشان [پيامبران] پيمان فطرت الهى را از آنان بازخواست نمايند ونعمت فراموش شده را به يادش آورند.)؟!.
و چرا صواب نباشد كارى كه اخلاص و كامل كننده خداشناسى است؛ كه:
٣٢٥٢
«وَكَمالُ تَوْحيدِهِ الاخْلاصُ لَهُ، وَ كَمالُ الإخْلاصِ لَهُ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْهُ»
[٣]: (و كمال توحيد.
و به يگانگى خواندن او، به اخلاص [و زدودن غير او از صفحه دل] حاصل مىشود، اخلاص كامل براى او، نفى صفات [زائد بر ذات] از اوست.)؟! و چرا.
صواب نباشد امرى كه «يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ»[٤]: (خدا آنها را دوست دارد و [در نتيجه] آنان خدارا دوست مى دارند.) را در پى دارد، و
٣٣٢٠
«بَعَثَهُمْ فى سَبيلِ مَحَبَّتِهِ.»
[٥]: (مخلوقات.
را در راه محبّت ودوستى به خود برانگيخت.) ريشه آن را نشان مى دهد؟ وچرا صواب نباشد آنكه رسول اللَّه ٦- على ما نقل-
٣٢٥٤
«لى مَعَ اللَّهِ وَقْتٌ.»
[٦]: (مرا با.
خداوند وقتى است كه ...) فرموده؟! الى غير ذلك. پس: برخيز وروى عزم به كار.
[١] - روم: ٣٠.
[٢] - نهج البلاغه، خطبه ١.
[٣] - نهج البلاغه، خطبه ١.
[٤] - مائده: ٥٤.
[٥] - صحيفه سجاديّه( ع)، دعاى ١.
[٦] - بحار الانوار، ج ٣٦٠، از بيان روايت ٦٦.