جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٥٣ - غزل ٤٧١ خدا را كم نشين با خرقه پوشان
خواجه در ابيات ذيل، در اثر ابتلاى به درد فراق و كثرت اشتياق به ديدار حضرت محبوب، خود را بىبهره از عنايات او گمان مى كرده، و حال آنكه خداوند سبحانه بندگان مؤمن خود را به قدر مقام و منزلت معنويشان مورد نظر قرار مى دهد و به ديده محبّت به آنها مى نگرد و هيچ يك را (به قدر ظرفيّت و ايمانشان) از عطاياى خود محروم نمى دارد. مىگويد:
|
خدا را كم نشين با خرقه پوشان |
رُخ از رندانِ بىسامان مپوشان |
|
|
در اين خرقه، بسى آلودگى هست |
خوشا وقتِ قباى مِى فروشان! |
|
محبوبا! تو را قسم مى دهم اين همه با زُهّاد و خرقه پوشان منشين و تنها ايشان را مورد عنايت خود قرار مده؛ زيرا اينان را بسى آلودگى (از قبيل شرك خفىّ و خود بينى و رياكارى) مىباشد. عنايتى به ما رندان دست از همه چيز شسته و چشم اميد به تو دوخته، داشته باش. همان گونه كه به راهنمايانمان عنايت داشتى- تا قباى صبر و طاقت را در اشتياق ديدارت دريدند و وقتشان با تو خوش گرديد و ديگران را هم بهرهمند ساختند- وقت مرا هم به ديدارت خوش بگردان؛ كه:
٣٢١٢
«إلهى! إنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنيرٌ، وَإنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجيرٌ، وَقَدْ لُذْتُ بِكَ- يا الهى! [يا سَيِّدى!] فَلا تُخَيِّبْ ظَنّى مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ لا تَحْجُبْنى عَنْ رَأفَتِكَ، إلهى! أقِمْنى فى أهْلِ وِلايَتِكَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزّيادَةَ مِنْ