جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٣٢ - غزل ٤٦٧ بهار و گل طرب انگيز گشت وتوبه شكن
|
طريق صدق بياموز، ز آب صاف اى دل! |
به راستى، طلب آزادگى ز سرو چمن |
|
اى سالك! و يااى خواجه! طريقه صدق و راستى با حضرت دوست را، پيشه خود ساز، و با او همچون آب صاف باش و چون خدا گفتى، غير او را از صفحه دل بيرون نما؛ كه: «قُلِ اللَّهُ، ثُمَّ ذَرْهُمْ»[١]: (بگو: خدا، و سپس رهايشان كن.- نيز: «وَ قُلْ: رَبِّ! أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ، وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ، وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً»[٢]: (و بگو: پروردگارا! [درتمام امور] مرا با صدق و راستى داخل، و با راستى و درستى خارج گردان، و از نزد خود تسلّط و چيرگى اى كه [در تمام امور] يارىام نمايى، عطايم فرما.) زيرا با او نمى توان دروغگو بود كه:
٣١٩٨
«ألصّدْقُ لِباسُ اليَقينِ.»
[٣]: (راستى و درستى، لباس يقين است- نيز
٣١٩٩
«إذا أحَبَّ اللَّهُ عَبْداً، ألْهَمَهُ الصّدْقَ»
[٤]: (هر گاه خداوند بنده اى را دوست بدارد، صدق و راستى را به او الهام مى فرمايد.- همچنين:
٣٢٠٠
«ألكِذبُ مُجانِبُ الإيمانِ»
[٥]: (دروغ با ايمان سازگارى ندارد.- آزادگى را از سَرْو بياموز و از جميع تعلّقات جز تعلّق به حقّ سبحانه تهى شو؛ كه:
٣٢٠١
«ضاعَ مَنْ كانَ لَهُ مَقْصَدٌ غَيْرُ اللَّهِ.»
[٦]: (هركس مقصدى غير خدا داشته باشد، به هلاكت و گمراهى مبتلا مى گردد.- نيز:
٣٢٠٢
«مَنْ أمَّلَ غَيْرَ اللَّهِ سُبْحانَهُ، أكْذَبَ آمالَهُ.»
[٧]: (هركس غير خداوند سبحان را آرزو نمود، همه آرزوهايش را دروغ و خلاف واقع مى يابد.)
|
رسيد بادِ صبا، غنچه از هوا دارى |
ز خود برون شد و بر تن دريد پيراهن |
|
[١] - انعام: ٩١.
[٢] - اسراء: ٨٠.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب الصدق، ص ١٩٩.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب الصدق، ص ٢٠١.
[٥] - غرر و درر موضوعى، باب الكذب، ص ٣٤٣.
[٦] ( ٦، ٧) غرر و درر موضوعى، باب اللَّه تعالى، ص ١٦.
[٧] ( ٦، ٧) غرر و درر موضوعى، باب اللَّه تعالى، ص ١٦.