جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٦٤ - غزل ٤٥٦ اين چه شور است كه در دور قمر مى بينم
وَرَأَيْتَ النّاسَ يَنْظُرُ بَعْضُهُمْ إلى بَعْضٍ، وَيَقْتَدُونَ بِأهْلِ الشُّرُورِ ... وَرَأَيْتَ كُلَّ عامٍ يَحْدُثُ فيهِ مِنَ الشَّرِّ وَالبِدْعَةِ، أكْثَرُ مِمّا كانَ ... وَرَأَيْتَ أعْلامَ الحَقّ قَدِ دَرَسَتْ؛ فَكُنْ عَلى حَذَرٍ، وَاطْلُبْ إلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ النَّجاةَ»
[١]: (آيا نمى دانى كه هركس چشم به راه امر [ظهور] ما بوده و بر آزار و اذيّت و ترسى كه مى بيند شكيبا باشد، هم او فردا [ى قيامت] در زمره و گروه ما خواهد بود؛ پس هنگامى كه ديدى حقّ مرد و اهلش از ميان رفت، و ديدى جور و ستم شهرها را فراگرفت ... و ديدى اهل باطل بر اهل حقّ چيره شد، و ديدى كه شرّ و بدى آشكار است و كسى از آن جلوگيرى نمى كند و اهل شرّ معذور هستند، و ديدى كه گناه آشكار گشت ... و ديدى كه همسايه، همسايه را آزار و اذيّت مى كند و كسى جلوگيرى نمى كند ... و ديدى ظلم و ستم پخش و منتشر گرديد ... و ديدى خونريزيها سبك شمرده مى شود ... و ديدى كه آشوب و آشفتگى بسيار است ... و ديدى مردم همه به هم مى نگرند و به اهل شرّ اقتدا مىكنند ... و ديدى كه در هر سال بيش از گذشته شرّ و بدعت پديدار مى گردد ... و ديدى كه نشانه ها و پرچمهاى حقّ از بين رفته، پس پرهيز كن، و از خداوند- عزّوجلّ- نجات و رهايى [از اين امور] را طلب كن.»
|
هر كسى روزِ بهى مى طلبد از ايّام |
علّت آن است كه هر روز بتر مى بينم |
|
هر كسى در پى روز بهترى است، و علّت هم آن است كه هر روز را بدتر از گذشته مىبيند؛ كه:
٣١٤٤
«وَرَأَيْتَ القُرْآنَ قَدْ ثَقُلَ عَلَى النّاسِ اسْتِماعُهُ وَخَفَّ عَلَى النّاسِ اسْتِماعُ الباطِلِ ..
وَرَأَيْتَ طَلَبَ الحَجّ وَالجِهادِ لِغَيْرِاللَّهِ ... وَرَأَيْتَ الصَّلاة قَدِاسْتُخِفَّ بِها، وَرَأَيْتَ الرَّجُلَ عِنْدَهُ المالُ الكَثيرُ، ثُمَّ لَمْ يُزَكّهِ مُنْذُ مَلِكَهُ ... وَرَأيْتَ قُلُوبَ النّاسِ قَدْ قَسَتْ وَجَمَدَتْ أعْينُهُمْ، وَثَقُلَ الذّكْرُ عَلَيْهِمْ ... وَرَأَيْتَ مَسْلَكَ الخَيْرِ وَطَريقَهُ خالِياً لايَسْلُكُهُ أَحَدٌ ...، فَكُنْ عَلى حَذَرٍ، وَاطْلُبْ إلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ النَّجاةَ.»
[٢]: (و [وقتى] ديدى كه شنودن قرآن بر مردم سنگين، و گوش كردن به باطل بر.
[١] - روضه كافى، ص ٣٧ تا ٤٢، از روايت ٧.
[٢] - روضه كافى، ج ٣، ص ٣٩ تا ٤٢، از روايت ٧.