جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢١٩ - غزل ٤٥٠ من دوستدار روى خوش و موى دلكشم
براى خود در زمين قرار مى دهم.)، لذا او را (تكويناً) تعليم اسماء خود فرمود؛ كه:
«وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها»[١]: (و همه اسماء را به آدم آموخت.- به مشاهده جمال ملكوتى برجستگان ذرّيّهاش كه مظهر تامّ كمالات حضرتش مى باشند توجّه داد، تا هم بر ملائكه كه مى گفتند: «أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها»[٢]: (آيا كسى را در زمين قرار مى دهى كه در آنجا فساد و تباهى كند.) ظاهر شود كه در ميان بنى نوع آدم ٧ برجستگانى هستند كه فساد آنها را نشايد، بدين جهت به آنها فرمود: «أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ»[٣]: (اگر راست مى گوئيد، مرا از اسماء اينان با خبر سازيد.- هم بر آدم ٧ خروج از بهشت سخت نيايد، كه به واسطه توجّه به برگزيدگان فرزندانش توبهاش قبول، و مقام خلافت را دارا خواهد شد؛ كه: «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ، فَتابَ عَلَيْهِ»[٤]: (پس آدم [٧]، كلماتى را از پروردگارش فرا گرفت، آنگاه خداوند به او رجوع نموده و توبه او را پذيرفت.).
خواجه هم در اين بيتش مى خواهد اشاره كند كه: من (ذرّيّه) همان آدم بهشتىام، فريفتگى برگزيدگان، محمّد و آل محمّد (صلوات اللَّه عليهم اجمعين) مرا به اين سفر خاكى توجّه داده تا از كمالات و راهنماييهايشان، به جهت رسيدن به كمالات.
[١] ( ١، ٣) بقره: ٣١.
[٢] - بقره: ٣٠.
[٣] ( ١، ٣) بقره: ٣١.
[٤] - بقره: ٣٧. در روايتى حضرت صادق ٧ به مفضّل فرمود: كلماتى كه حضرت آدم( ٧) از پروردگارش گرفت و به واسطه آنها رجوع به حقّ نمود، همان كلمات حضرت ابراهيم ٧ بود كه:« إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ»:( آنگاه كه ابراهيم[ ٧] را پروردگارش با كلماتى آزمود.- آن اين است كه گفت:
ُُ\J ٣١١١\E
ُ« يارَبِّ! أسْأَلُكَ بِحَقّ مُحَمَّدٍ وَعَلِىّ وَفاطِمَةَ وَالحَسَنِ وَالحُسَيْنِ، إلّاتُبْتَ عَلَىَّ.»
:( پروردگارا! به حقّ محمّد و علىّ و فاطمه و حسن و حسين[ :] از تو خواستارم كه به من رجوع نموده و توبه مرا بپذيرى.- خداوند توبهاش را پذيرفت، زيرا او بسيار رجوع كننده و توبه پذير و مهربان مى باشد. مفضّل مى گويد: پرسيدم:
ُ« أتَمَّهُنُّ»
چه معنى دارد؟ فرمود:
ُ« يَعنى، أتَمَهُنَّ إلَى القائِمِ ٧ إثْنا عَشَرَ إماماً، تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الحُسَيْنِ ٧.»
:( منظور اين است كه كلمات را تا قائم ٧،[ يعنى] دوازده امام كه نُه تن از آن بزرگواران از فرزندان امام حسين ٧ هستند، تماماً برشمرده و تكميل نمود.) به بحارالانوار، ج ١١، ص ١٧٧، روايت ٢٤ رجوع شود، روايت را بطور اجمال نقل به معنى نمودهايم.