جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢١٢ - غزل ٤٤٩ من ترك عشقبازى و ساغر نمى كنم
اللَّهَ رَهْبَةً، فَتِلْكَ عِبادَةُ العَبيدِ؛ وَإنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً، فَتِلْكَ عِبادَةُ الأحْرارِ.»
[١]: (براستى كه گروهى خدا را از روى ميل و رغبت [به نعمتهاى بهشتى] مىپرستند، كه اين عبادت بازرگانان مى باشد؛ و بدرستى كه قومى خدا را از روى ترس و هراس [از عذاب جهنّم] پرستش مى نمايند، كه اين عبادت بردگان است؛ و همانا گروهى خدا را به خاطر سپاسگزارى مى پرستند كه اين عبادت آزادگان مى باشد.) لذا مى گويد:
|
پير مغان، حكايت معقول مى كند |
معذورم ار محال تو باور نمى كنم |
|
اين گفتار گذشتهام، سخنى است معقول از پير مغان، علىّ و همسر و فرزندانش : كه فرمودند: «إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ، لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً»[٢]: (تنها براى خشنودى خدا به شما طعام مى دهيم، و هيچ پاداش و سپاسى را از شما نمىخواهيم.- سخن ديگر على ٧ است كه:
٣١٠٧
«ألإخْلاصُ مِلاكُ العِبادَةِ.»
[٣]: (اخلاص، ملاك و مايه عبادت است.- نيز:
٣١٠٨
«بِالإخْلاصِ تُرْفَعُ الآمالُ.»
[٤]: (با اخلاص، عملها بالا برده [شده، و مورد پذيرش خداوند واقع] مىشود.- يا كلامى است از استاد طريق.
امّا گفتار شما (زاهد و شيخ) مرا به محال دعوت مى كند. كجا ممكن است با شرك و توجّه به غير او، نعمتهاى بهشت را بدست آورد؛ كه: «إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ، فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ، وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ»[٥]: (بدرستى كه هركس به خدا شرك ورزد، مسلّماً خداوند بهشت را بر او حرام مى گرداند، و جايگاهش در آتش [جهنّم] خواهد بود، و براى ستمكاران هيچ يار و ياورانى نخواهد بود.- نيز: «وَ لَعَبْدٌ.
[١] - نهج البلاغه، حكمت ٢٣٧.
[٢] - انسان: ٩.
[٣] - غرر و درر موضوى، باب الاخلاص، ص ٩١.
[٤] - غرر و درر موضوى، باب الاخلاص، ص ٩٢.
[٥] - مائده: ٧٢.