جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٧٠ - غزل ٤٤٣ ما نگوييم بد و ميل به ناحق نكنيم
نه تنها تحمّل بدگوييهاى بد گويان را مى كنيم؛ كه:
٣٠٥٨
«ألْحازِمُ مَنْ دارى زَمانَهُ.»
[١]: (دور انديش كسى است كه با زمانش، سازگار باشد.- نيز:
٣٠٥٩
«إنَّمَا الحَزْمُ طاعَةُ اللَّهِ وَمَعْصِيَةُ النَّفْسِ.»
[٢]: (حزم و دور انديشى تنها طاعت و عبادت خدا و نافرمانى نفس است.) و همچنين:
٣٠٦٠
«لِلْحازِمِ فى كُلِّ فِعْلٍ فَضْلٌ.»
[٣]: (براى دور انديش در هر كارى، فضيلتى است.).
بلكه مانند ايشان، بى اعتنا به كلام حقّ و گفتار پسنديده نخواهيم بود؛ كه:
٣٠٦١
«أصْدَقُ القَولِ ما طابَقَ الحَقَّ.»
[٤]: (راست و درستترين گفتار، سخنى است كه مطابق حقّ باشد.- نيز:
٣٠٦٢
«أفْضَلُ الأعْمالِ لُزُومُ الحَقِ.»
[٥]: (برترين اعمال، پيوسته ملازم حق بودن مى باشد.) و همچنين:
٣٠٦٣
«فى لُزُومِ الحَقّ تَكُونُ السَّعادَةُ.»
[٦]: (سعادت و خوشبختى، تنها درهمواره ملازم و همراه حقّ بودن ميسّر مى شود.).
و از طرفى ديگر، سرّ الهى را هم به آنان نخواهيم گفت؛ كه:
٣٠٦٤
«كُنْ بِأسْرارِكَ بَخيلًا، وَ لا تُذِعْ سِرّاً اودِعْتَهُ، فَإنَّ الإذاعَةَ خِيانَةٌ.»
[٧]: (نسبت به رازهايت بخيل باش و هرگز رازى را كه در نزد تو به وديعه گذارده اند فاش مكن؛ كه فاش كردن راز، خيانت است.- نيز:
٣٠٦٥
«لا تُودِعَنَّ سِرَّكَ مَنْ لا أمانَةَ لَهُ.»
[٨]: (هرگز رازت را نزد كسى كه امانت را رعايت نمى كند به وديعه مگذار.).
عيب گويى چه از درويشان و چه از توانگران به هر اندازه كه باشد بد است، كه:
٣٠٦٦
«أمْقَتُ النّاسِ، ألْعَيّابُ.»
[٩]: (مبغوضترين مردم [در نزد خدا و خلق] بسيار عيب جو مى باشد.- شايسته است كار بد را به هيچ طريق انجام ندهيم، اگرچه بدگويان.
[١] - غرر و درر موضوعى، باب الحزم، ص ٦٤.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب الحزم، ص ٦٤.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب الحزم، ص ٦٥.
[٤] ( ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب الحقّ، ص ٧٤.
[٥] ( ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب الحقّ، ص ٧٤.
[٦] - غرر و درر موضوعى، باب الحقّ، ص ٧٥.
[٧] - غرر و درر موضوعى، باب الحقّ، ص ١٥٨.
[٨] - غرر و درر موضوعى، باب السر، ص ١٥٩.
[٩] - غرر و درر موضوعى، العيوب، ص ٢٨٦.