جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٥٥ - غزل ٣١ آن سيه چرده، كه شيرينى عالم با اوست
اينكه مبادا به غفلت يا انحراف دچار شوند. نه از حقّ كوتاه مى آمد و نه از آن مى گذشت.
همواره بهترين مردمان در كنار و ركاب او بودند. برترين آنان در نزد او كسى بود كه خيرخواهىاش نسبت به مسلمانان فراگيرتر بود. و كسى پيش او از همه منزلت و مقام بزرگترى داشت كه [نسبت به ديگران] از همه مواسات و چاره سازى و كمك و ياورى نيكوتر مى نمود.- دامنى پاك داشت؛ كه:
٢٤٦
«لَيْسَ بِفَظٍّ وَلافَحّاشٍ وَلا عَيّابٍ وَلامَدّاحٍ ... كانَ لايَذُمُّ أحَداً، وَلايُعَيِّرُهُ، وَلايَطْلُبُ عَوْرَتَهُ وَلا عَثراتِهِ.»
[١]: (بداخلاق و ناسزاگو و عيبجو و بسيار ستايشگر نبود ... بدگويى هيچكسى را نمى فرمود و [چيزى را] بر كسى ننگ و عار نمى شمرد. و عيب و لغزشهاى احدى را جستجو نمى كرد.).
اين كمالات و صفات برجسته است كه پيامبر ٦ را شايسته تأسّى پاكان دو عالم- انبياء و اولياء :- به او نموده؛ خواجه هم مى گويد: «لاجرم، همّت پاكان دو عالم با اوست.»
|
خال مشكين كه بر آن عارضِ گندم گون است |
سرِّ آن دانه كه شد رهزنِ آدم، با اوست |
|
گويا خواجه با اشاره نمودن به نمكين و گندم گون بودن صورت ظاهرى حضرت رسول ٦ و داشتن خال سياه به گونه مباركش، اشاره به جمال باطنى و مقام احديّت آن بزرگوار نموده باشد و بگويد: اگر خداوند به آدم و حوّاء ٨ فرموده: «لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ»\*[٢]: (به اين درخت نزديك نشويد.)، منظورش شجره محمّد و آل او- صلوات اللَّه عليهم اجمعين- بوده كه ايشان را تقاضاى منزلت آنان سزاوار نبوده؛ زيرا علم و كمالات والاى معنوى و مقام محمود و احديّت، مختصّ به آن بزرگواران است.
[١] - بحار الانوار، ج ١٦، ص ١٥٢- ١٥٣، از حديث ٤.
[٢] - بقره: ٣٥، و اعراف: ١٩.