جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٩٠
|
صُراحى اىّ و حريفى گرت به دست افتد |
به عيش كوش، كه ايّام فتنه انگيز است |
|
چنانچه اى خواجه و يااى سالك عاشق! مشاهدات حضرت محبوب و رفيق راهى، و يا امورى كه در شور و وجدت بيافزايند، بدست آوردى، دور ازچشم اهل ظاهر و در پنهان به مراقبه بپرداز، «كه ايّام فتنه انگيز است.»، به گفته خواجه در جايى:
|
حاليا مصلحت وقت درآن مى بينم |
كه كَشَم رَخت به ميخانه و خوش بنشينم |
|
|
جز صراحىّ و كتابم نبود يار ونديم |
تا حريفانِ دغا را به جهان كم بينم |
|
|
بس كه در خرقه سالوس زدم لافِ صلاح |
شرمسارِ رُخ ساقىّ و مِىِ رنگينم |
|
|
جامِ مِىْ گيرم و از اهل ريا دور شوم |
يعنى از اهل جهان، پاكدلى بگزينم[١] |
|
لذا در بيت بعد مى گويد:
|
درآستينِ مُرقّع پياله پنهان كن |
كه همچو چشمِ صُراحى، زمانه خونريز است |
|
اى خواجه! و يااى سالك! حقايق الهى و اسرار نهان خويش را در لباس زهد و پشمينه پنهان كن، تا چون به ظاهر زاهد و عابدت پندارند و در پنهان به كار پياله نوشى و ذكر و مراقبه مشغول باش؛ زيرا: «كه همچو چشمِ صُراحى، زمانه خونريز است.»؛ كه:
٤٨٣
«ألْمَرءُ أحْفَظُ لِسِرّهِ.»
[٢]: (هركس، سرّ خود را بهتر [از ديگران] حفظ و نگاهدارى مى كند.- نيز:
٤٨٤
«لا تُودِعَنَّ سِرَّكَ مَنْ لا أمانَةَ لَهُ.»
[٣]: (هرگز رازت را نزد كسى كه امانت را رعايت نمى كند، به وديعه مگذار.- به گفته خواجه در جايى:
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٦١، ص ٣٣٧.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب السّرّ، ص ١٥٨.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب السّرّ، ص ١٥٩.