جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٦٠ - غزل ٥٦ گل دربر و مى در كف و معشوقه به كام است
يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ»[١]: (و هيچ چيز نيست جز آنكه با حمد و ستايش او، او را تسبيح مى گويد، وليكن شما تسبيح آنها را درنمى يابيد.- همچنين:
٤٤٧
«أنْتَ الَّذى سَجَدَ لَكَ سَوادُ اللَّيْلِ وَنُورُ النَّهارِ وَضَوْءُ القَمَرِ وَشُعاعُ الشَّمْسِ وَدَوِىُّ المآءِ وَحَفيفُ الشَّجَرِ، يااللَّهُ! لا شَريكَ لَكَ.»
[٢]: (تويى كه سياهى شب و روشنايى روز و پرتوماه و درخشش خورشيد و صداى آب و درخت براى تو سجده و كُرنش مى كنند. اى خدا! شريكى براى تو نيست.)؛ زيرا عالم را معشوق و قيّمى جز او نيست و همگى سرگشته نور جمال اويند اگرچه توجّه نداشته باشند؛ كه: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ.»[٣]: (خداوند، نور آسمانها و زمين است.) ونيز:
٤٤٨
«بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذى أضآءَ لَهُ كُلُّ شَىْءٍ، يانُورُ! ياقُدُّوسُ!»
[٤]: ( [واز تو مسئلت دارم] به نور روى [و اسماء و صفات] ات كه همه چيز بدان روشن و نورانى است. اى نور! اى پاك و مقدّس از هر نقص!)
|
با محتسبم عيب نگوييد، كه او نيز |
پيوسته چو ما در طلب شُرْبِ مُدام است |
|
اى دوستان! دراين ديدار بر من روشن شد كه زاهد و ملامت كنندگان ما هم همواره چون ما در طلب مِىِ مشاهداتند و محبّت به او مى ورزند، اگرچه توجّه نداشته باشند، لذا بدگويى ازآنان نكنيد، زيرا توجّه به توجّهشان ندارند؛ كه:
٤٤٩
«ثُمَّ سَلَكَ بِهِمْ طَريقَ إرادَتِهِ، وَبَعَثَهُمْ فى سَبيلِ مَحَبَّتِهِ.»
[٥]: (سپس مخلوقات را در طريق خواست خويش روان گردانيده، و در راه دوستى به خود برانگيخت.).
[١] - اسراء: ٤٤.
[٢] - اقبال الاعمال، ص ٥٥٤.
[٣] - نور: ٣٥.
[٤] - اقبال الاعمال، ص ٧٠٧.
[٥] - صحيفه سجّايّه ٧، دعاى ١.