جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٥٣ - غزل ٥٦ گل دربر و مى در كف و معشوقه به كام است
دعاى بعد از نماز عيد فطر آمده كه:
٤٢٩
«وَ اقْلِبْنى مِنْ وَجْهى هذا، وَقَدْ عَظَّمْتَ فيهِ جائِزَتى، وَأجْزَلْتَ فيهِ عَطِيَّتى، وَكَرَّمْتَ فيه حِبائى.»
[١]: (و مرا ازاين راه در حالى كه جايزه و پاداش بزرگ، و بخشش فراوان، و عطاى گرامى به من عنايت فرمودى، برگردان.) نيز در دعاى قنوت نماز عيد، عطايايى كه به بندگان خالصش عنايت فرموده به عنوان عيدى درخواست شده است؛ كه:
٤٣٠
«أَسْأَلُكَ ... أَنْ تُدْخِلَنى فى كُلّ خَيْرٍ أدْخَلْتَ فِيهِ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ، وَأنْ تُخْرِجَنى مِنْ كُلّ سُوءٍ أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ- صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ أجْمَعينَ- أللّهُمَّ! إنّى أسْأَلُكَ خَيْرَ ما سَأَلَكَ بِهِ عِبادُكَ الصّالِحُونَ، وَأعُوذُ بِكَ [فيه] مِمَّا اسْتَعاذَ [مِنْ شَرّ مَا اسْتَعاذَ] مِنْه عِبادُكَ الصّالِحُونَ [المُخْلَصُونَ].»
[٢]: (از تو خواستارم ... كه مرا در هر خير و خوبى كه محمّد و آل محمد را داخل نمودى، واردم گردان، و از هر بدى كه محمّد و آل محمد- درودها و رحمتهايت بر او و بر آنان، همگى باد!- را ازآن خارج نمودى، بيرونم فرما.
بارخدايا! براستى كه خواهان تمام خير و خوبى اى هستم كه بندگان شايستهات از تو درخواست نمودهاند، و به تو پناه مى آورم از تمام [از بدىِ] آنچه كه بندگان شايسته [يا:
پاك به تمام وجود] ات به تو پناه آوردهاند.) معلوم مى شود خواجه را جوائز عيد نصيب گشته و به گوشه اى از خيرات محمّد و آل محمّد ٦ و صالحين، و شهود حضرت محبوب كه از بهترين و والاترين جوائز الهى است، دست يافته كه مى گويد:
|
گل در بر و مِىْ دركف و معشوقه به كام است |
سلطان جهانم به چنين روز غلام است |
|
آرى، مقام خلافت الهى را، راه يافتگان به فنا و مقام مخلصيَّت (به فتح لام) نايل خواهند شد، و اين همان مقام سلطنت الهى است كه به ايشان داده مى شود، و مىتوانند در زمين و زمان تصرّف كنند؛ كه:
٤٣١
«عَبْدى! أطِعْنى، أجْعَلْكَ مَثَلى، أنَا حَىٌّ لا أمُوتُ،
[١] - اقبال الاعمال، ص ٢٩٠.
[٢] - اقبال الاعمال، ص ٢٨٩.