جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٨٣ - غزل ٣٥ زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست
گويا خواجه در حال قبض واقع شده، در هر بيت اين غزل به مقتضاى حال سخن گفته و تمام گفتارش حكيمانه و راهنماى سالكين مى باشد. مىگويد:
|
زاهدِ ظاهر پرست از حال ما آگاه نيست |
در حقِ ما هرچه گويد، جاىِ هيچ اكراه نيست |
|
زاهدى كه فراتر از ظواهر شريعت خبرى ندارد و تنها عباداتش را براى رسيدن به بهشت و نعمتهاى آن انجام مى دهد، كجا مى تواند از حال ما كه عاشق و فريفته حضرت دوستيم و جز او را نمى طلبيم، آگاه شود؟ بدين جهت هرچه درباره ما بگويد، باكى نيست؛ ولى:
|
ما نگوييم بد و ميل به ناحق نكنيم |
جامه كس سيه و دلق خود ازرق نكنيم |
|
|
عيب درويش و توانگر، به كم و بيش بد است |
كار بد، مصلحت آن است كه مطلق نكنيم |
|
|
حافظ! ارخصم خطا گفت، نگيريم بر او |
ور به حق گفت، جدل با سخن حق نكنيم[١] |
|
|
در طريقت، هرچه پيش سالك آيد، خيرِ اوست |
در صراط المستقيم اى دل! كسى گمراه نيست |
|
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٤٣، ص ٣٢٤.