جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٨٤ - غزل ٣٥ زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست
براى سالك هرچه در طريقت، كه عمل به شريعت است، پيش آيد، خير اوست؛ زيرا حضرت دوست مى خواهد او را درپستى و بلنديها و ابتلائات دوران، امتحان و آزمايش نمايد، و آن خارج از صراط مستقيمِ «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ»[١]: (ما را به راه راست هدايت فرما.) كه در سوره حمد تقاضاى آن را مى كنيم نيست؛ زيرا اين همان صراطِ «أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ»[٢]: (نعمت [ولايت] ات را برايشان ارزانى داشتى.) است، و بدون آن، عبوديّت واقعى كه تسليم در پيشگاه خواستههاى اوست، تحقّق پيدا نخواهد كرد؛ كه: «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا: آمَنَّا، وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ؟!»[٣]: (آيا مردم گمان مى كنند همين كه بگويند: ايمان آورديم، رها مى شوند و مورد امتحان و آزمايش قرار نمى گيرند؟!- به گفته خواجه در جايى:
|
آن كه پامال جفا كرد چو خاك راهم |
خاك مى بوسم و عُذر قدمش مى خواهم |
|
|
من نه آنم كه به جور از تو بنالم، حاشا! |
چاكر معتقد و بنده دولت خواهم |
|
|
بر سر شمعِ قَدَت، شُعلهْ صفت مى لزرم |
گرچه دانم كه هواى تو كُشد ناگاهم[٤] |
|
|
تا چه بازى رُخ نمايد، بِيْدُقى خواهيم راند |
عرصه شطرنجِ رندان را مجال شاه نيست |
|
خواجه دراين بيت از اصطلاحات شطرنج استفاده نموده است. گويا «بيدق» پيش از آخرين مهره اى است كه در شطرنج بكار مى رود. مىخواهد بگويد: محبوبا! با عشق ورزى به تو، از آخرين تير تركشى كه دراختيار داريم، استفاده مى نماييم، قادر بر بالاتر از آن نيستيم. تا ببينيم اراده تو به چه چيز تعلّق گرفته باشد. آيا عنايتى خواهى فرمود و ديدارت نصيبمان مى شود، يا خير؟ در جايى مى گويد:.
[١] - حمد: ٦.
[٢] - حمد: ٧.
[٣] - عنكبوت: ٢.
[٤] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣٨٣، ص ٢٨٥.