جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٩٢ - غزل ٤٨ اى هدهد صبا! به سبا مى فرستمت
مشاهده جمال خود بهرهمند نما، هاتفهاى غيبىات (انبياء و اولياء :) به من مژده دادند كه هر كسى با درد صبر كند وصالش نصيب مى گردد؛ كه:
٣٧٠
«ألصَّبْرُ كَفيلٌ بِالظَّفَرِ.»
[١]: (صبر و شكيبايى، كفيل و ضامن كاميابى است.- نيز:
٣٧١
«أفْضَلُ الصَّبْرِ، ألصَّبْرُ عَنِ المَحْبُوبِ.»
[٢]: (برترين شكيبايى، صبر بر [دورى] محبوب مى باشد.- همچنين:
٣٧٢
«إنَّكَ لَنْ تُدْرِكَ ما تُحِبُّ مِنْ رَبّكَ، إلّابِالصَّبْرِ عَمّا تَشْتَهى.»
[٣]: (براستى كه هرگز به آنچه از پروردگارت دوست مى دارى نخواهى رسيد، مگر به صبر و شكيبايى از آنچه نَفْست خواهان و علاقمند به آن است.- يا اينكه:
٣٧٣
«بِالصَّبْرِ، تُدْرَكُ الرَّغآئِبُ.»
[٤]: (تنها با صبر و شكيبايى مى توان به خواسته ها و مقاصد مورد علاقه خويش نايل گشت.- همچنين:
٣٧٤
«مَنْ صَبَرَ، نالَ المُنى.»
[٥]: (هركس صبر و شكيبايى پيشه كند، به آرزويش نايل مى آيد.- به گفته خواجه در جايى:
|
برسرآنم كه گر ز دست برآيد |
دست به كارى زنم كه غصّه سرآيد |
|
|
بلبل عاشق! تو عمر خواه، كه آخر |
باغ شود سبز و سُرخْ گل بدرآيد |
|
|
صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند |
بر اثر صبر، نوبتِ ظفر آيد[٦] |
|
|
حافظ! سرودِ مجلس ما ذكرِ خير توست |
تعجيل كن، كه اسب و قبا مى فرستمت |
|
گويا خواجه در بيت ختم از زبان حضرت دوست، پيامى را به خود داده كه: اگر تو به ياد ما باشى، ما نيز تو را فراموش نخواهيم كرد و به وصالت نايل خواهيم.
[١] - غرر و درر موضوعى، باب الصّبر، ص ١٩٠.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب الصّبر، ص ١٩١.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب الصّبر، ص ١٩٢.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب الصّبر، ص ١٩٢.
[٥] - غرر و درر موضوعى، باب الصّبر، ص ١٩٤.
[٦] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ١٤٦، ص ١٣٢.