جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٨٨ - غزل ٢٣ بيا كه قصر امل، سخت سست بنياد است
خواجه در اين غزل پس از اينكه چند نصيحت مشفقانه به سالكين نموده، نصايحى را كه از سروش عالم غيبى به گوش جانش شنيده يادآور شده، مىگويد:
|
بيا، كه قصرِ امل، سخت سُست بنياداست |
بيار باده، كه بنيادِ عمر بر باد است |
|
اى سالك! در اين چند روز عالم ناپايدار از باده گرفتن و ذكر دوست و مراقبه جمال يار غفلت مورز؛ كه:
١٤٧
«ألذّكِرُ مُجالَسَةُ المَحْبُوبِ.»
[١]: (ياد [خدا]، همنشينى با محبوب مى باشد.- نيز:
١٤٨
«أحَقُّ مَنْ ذَكَرْتَ مَنْ لا يَنْساكَ.»
[٢]: (سزاوارترين كسى كه بايد به يادش باشى، كسى است كه هرگز فراموشت نمى كند.- همچنين:
١٤٩
«فِى الذّكْرِ حَياةُ القَلْبِ.»
[٣]: (زندگانى دل در ياد [خدا] مىباشد.- ديگر اينكه:
١٥٠
«إنَّ لِلذّكْرِ أهْلًا أخَذُوهُ مِنَ الدُّنْيا بَدَلًا ...»
[٤]: (همانا براى ذكر اهلى است كه آن را به جاى دنيا برگزيدهاند.)، و از آرزوهايى كه پايه آن بر هيچ و پوچ نهاده شده است بپرهيز كه:
١٥١
«إيّاكَ وَالثّقَةَ بِالآمالِ، فَإنَّها مِنْ شِيَمِ الحَمْقى.»
[٥]: (مبادا به آرزوها اطمينان پيدا كنى، كه اين از خُلق و خوى كودنان و بىخردان مى باشد.) و همچنين:
١٥٢
«قَصّرِ الأمَلَ، فَإنَّ العُمْرَ قَصيرٌ وَافْعَلِ الخَيْرَ، فَإنَّ يَسيرَهُ كَثيرٌ.»
[٦]: (آرزو را كوتاه كن، كه عمر كوتاه است؛ و عمل خير انجام ده، كه اندكش بسيار است.).
[١] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب الذكر، ص ١٢٣.
[٢] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب الذكر، ص ١٢٣.
[٣] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب ذكر اللَّه، ص ١٢٤.
[٤] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب ذكر اللَّه، ص ١٢٤.
[٥] - غرر و درر موضوعى، باب الأمل، ص ١٨.
[٦] - غرر و درر موضوعى، باب الأمل، ص ٢٠.