جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٧ - مقدمه
[مقدمه]
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
- الْحَمْدُ للَّهِ الَّذى هَدانا لِهذا، وَما كُنّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلا أنْ هَدانا اللَّهُ وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلى خَيْرِ خَلْقِهِ، وَخاتَمِ رُسُلِهِ، مُحَمَّدٍ، وَعَلى آلِهِ وَعِتْرَتِهِ الطّاهِرينَ، ألَّذينَ أذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ، وَطَهَّرَهُمْ تَطْهيراً.
پانزده قرن از هجرت رسول اللَّه ٦ مى گذرد و تاكنون جوامع بشرى (اسلامى و غير اسلامى) اسلام را كاملًا نشناخته، و پى نبرده اند كه اسلام واقعى چيست؟ و دعوت انبياء و اوصياء : به چه بوده است؟.
لذا عدّه اى گمان كرده اند كه دعوت آن بزرگواران تنها به عمل به احكام و اخلاقيّات ظاهرى است، و بشر جز عمل به اين احكام ظاهرى تكليف ديگرى ندارد؛ بعضى ديگر قدمى بالاتر نهاده و مى گويند: علاوه بر اين، تشكيل حكومت نيز از وظايف آنها است؛ و افرادى بر اين عقيده اند كه: ماوراى اين دستورات و فرامين نيز حقايق ديگرى وجود دارد كه مربوط به انبياء و اولياء : مى باشد، و غير از آنان را قدرتى بر عمل و پيروى از آنها نيست؛ و اشخاصى هم پذيرفته اند كه آنان : مأمور به دعوت هر دو امر هستند و مردم نيز قدرت و توان عمل بر آن را دارند.
امّا هوشياران و زيركان امّت كه در هر زمان تعداد ايشان اندك بوده و هست، بر اين عقيده اند كه انبياء : براى راهنمايى بشر به كمالات انسانى و دعوت به فطرت و بر طبق آن عمل كردن و بازگشتن به آن و رسيدن به عبوديّت واقعى (كه در معرفت پروردگار حاصل مى شود) آمدهاند، و تمامى دستورات ظاهرى اسلام، بيان آداب