جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٥٧ - غزل ٤٤ باغ مرا چه حاجت سرو وصنوبر است؟!
|
ما باده مى خوريم و حريفان، غمِ جهان |
روزى به قدر همّتِ هركس مقدّر است |
|
آرى، روزى هر فردى دراين جهان به اندازه همّت و دانش اوست، عدّه اى ديدار و مشاهده معشوق را طالبند، و افرادى غم كم و زياد دنيا را مى خورند. هر كدام را معشوق به كام خود نايل مى سازد. خواجه هم مى گويد: «ما باده مى خوريم و حريفان، غمِ جهان ...» كه: «مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعاجِلَةَ، عَجَّلْنا لَهُ فِيها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِيدُ، ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُوراً؛ وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ، فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً. كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ، وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً.»[١]: (هركس خواهان [دنياى] شتابنده و زودرس باشد ما نيز هرچه مشيّتمان تعلّق بگيرد به هركس كه بخواهيم در آنجا [دنيا] زود به او عطا مى كنيم و سپس [آتش] جهنّم را براى او قرار مىدهيم تا در حالى كه مورد مذّمت و سرزنش واقع شده و [از رحمت الهى] رانده مىشود، [آتش] جهنّم را بچشد؛ و هركس آخرت را بخواهد و تلاش و كوشش [لازم] آن را نموده و مؤمن باشد، اينان سعى و تلاششان مشمول شكر و سپاس [خداوند] قرار خواهد گرفت. ما هر كدام [ازاين دوگروه] اينان و آنان را از عطاى پروردگارت، امداد و ياورى مى نماييم. و عطا و بخشش پروردگارت هرگز ممنوع و بازداشته شدنى نبوده [و نخواهد بود].)
|
دى داد وعده وصلم ودر سَرْ شراب داشت |
امروز تا چه گويد وبازش چه درسراست؟ |
|
شب، و يا روز گذشته، كه محبوبم شيفته تجلّى خود بود و به خويش و جمالش مىباليد، (كه بايد ببالد) به من وعده ديدارش را داد. نمىدانم اكنون برآن عهد خود باقى است، و يا باز مى خواهد در هجران بسربرم؟ بخواهد بگويد:
[١] - اسراء: ١٨- ٢٠.