جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٨ - مقدمه
عبوديّت و براى رسيدن به اين مقصد اعلى است، و هدف از تشكيل حكومت نيز در همين راستا مى باشد، تا جامعه آماده و پذيراى آن شده و مردم بتوانند به سهولت و سرعت به آن دست يابند.
كتاب و سنّت بخصوص مضامين دعاها (كه جزيى از سنّت است) رأى و نظر گروه اخير را به ما مى فهماند.
براستى آيه شريفه «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»[١] به ضميمه حديثى[٢] كه «عبوديّت» را به «شناسايى پروردگار» تفسير مى فرمايد، به ما چه مى گويد؟.
و معناى كلام رسول اللَّه ٦ كه به ابى ذر فرمودند:
١٤٨١
«إنَّ أوَّلَ عِبادَةِ اللَّهِ ألْمَعْرِفَةُ بِهِ، فَهُوَ الأَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَىْ ءٍ فَلاشَىْ ءَ قَبْلَهُ؛ وَالفَرْدُ فَلا ثانِىَ لَهُ، وَالباقى لا إلى غايَةٍ.»
[٣] چيست؟.
و همچنين كلام اميرالمؤمنين ٧ به نوف در دعايى كه به وى تعليم فرموده اند كه در قسمتى از آن آمده است:
٣٥٨
«إلهى! إنَّهُ مَنْ لَمْ يَشْغَلْهُ الوَلُوعُ بِذِكْرِكَ، وَلَمْ يَزوِهِ السَّفَرُ بِقُرْبِكَ، كانَتْ حَياتُهُ عَلَيْهِ مَيْتَةً وَمَيْتَتُهُ عَلَيْهِ حَسْرَةً.»
[٤] به ما چه مى گويد؟.
[١] - ذاريات: ٥٦- وجنّ و انسانها را نيافريدم، مگر براى آنكه مرا عبادت كنند.
[٢] -
ُُ\J ١٦٧١\E
ُ عَنِ الصّادِقِ ٧ قالَ: خَرَجَ الحُسَيْنُ بْنُ عَلِىٍّ ٨ عَلى أصْحابِهِ، فَقالَ: أيُّهَا النّاسُ! إنَّ اللَّهَ- جَلَّ ذِكْرُهُ- ماخَلَقَ العِبادَ إلّالِيَعْرِفُوهُ، فَإذا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ، وإذا عَبَدُوهُ إسْتَغْنَوْا بِعِبادَتِهِ عَنْ عِبادَةِ مَنْ سِواهُ ...:
( از امام صادق ٧ روايت شده كه فرمودند: روزى حضرت امام حسين بن علىّ :[ از خانه] بيرون آمده و بر اصحاب خود وارد شدند و آنگاه فرمودند: اى مردم! خداوند- كه ذكر و يادش بزرگ و گرامى باد- بندگان را نيافريد مگر براى اينكه او را بشناسند، پس هرگاه كه او را شناختند عبادتش مى كنند، و هنگامى كه عبادت كردند، به عبادت او از عبادت غير او بىنياز خواهند شد ...) تفسير صافى، ج ٢، ص ٦١٠، به نقل از علل الشّرايع.
[٣] - بحارالانوار، ج ٧٧، ص ٧٤- براستى كه آغاز عبادت و پرستش خداوند، شناخت اوست؛ بنابراين او اوّل پيش از هر چيز مى باشد و قبل از او هيچ چيز نبوده، و تنها و يگانه اى است كه دوّمين ندارد. و باقى و پايدارى است كه نهايت ندارد.
[٤] - بحارالانوار، ج ٩٤، ص ٩٥- معبودا! براستى هركس كه علاقه و آز شديد به ياد تو او را سرگرم نساخته، و سفر به قرب و نزديكىات او را[ از غير تو] به كنار نكشد، زندگانىاش مرگ، و مردنش حسرت و افسوس براى او خواهد بود.