جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٢١ - غزل ٢٧ روضه خلد برين، خلوت درويشان است
[گسسته و] تنهايى را برگزيند، با خداوند سبحان انس مى گيرد.- همچنين:
٢٠٠
«نِعْمَ العِبادَةُ، ألْعُزْلَةُ!»
[١]: (چه خوب عبادتى است، كناره گيرى.- نيز:
٢٠١
«وَحْدَةُ الْمَرْءِ خَيْرٌ مِنْ قَرينِ السُّوءِ.»
[٢]: (تنهايى انسان از يار بد بهتر است.).
و تنها ايشانند كه مى توانند با بال همّت، سالك را به اوج افلاك رهنمون شوند؛ كه:
٢٠٢
«أكْثَرُ الصَّلاحِ وَالصَّوابِ فى صُحْبَةِ اولِى النُّهى وَالألْبابِ.»
[٣]: (شايستگى و درستى، بيشتر در همنشينى با خردمندان و عاقلان واقعى بدست مى آيد.- نيز:
٢٠٣
«خَيْرُ الإخْتِيارِ صُحْبَةُ الأخْيارِ.»
[٤]: (بهترين گزينش، همنشينى با نيكان مى باشد.- همچنين:
٢٠٤
«مُجالَسَةُ الأبْرارِ تُوجِبُ الشَّرَفَ.»
[٥]: (نشست و برخاست با نيكان، شرافت و برترى را در پى دارد.)
|
قصرِ فردوس كه رضوانْشْ به دربانى رفت |
منظرى از چمنِ نُزهتِ درويشان است |
|
قصر بهشت فردوسِ «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا، خالِدِينَ فِيها، لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا»[٦]: (همانا كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح به جاى آوردند، در بهشتهاى فردوس منزل خواهند يافت، جاودانه و هميشه در آنجا بوده و هرگز از آنجا انتقال نمى يابند.) كه ملائكه رضوان دربان آن مى باشند، گوشه اى از آثار و كمالات درويشان و فقراى باللَّه است؛ زيرا ايشان در هر دو عالم، موجودات را در آينه جمال حقّ مى نگرند و ملكوت آنان مورد توجّهشان مى باشد.
|
آنچه زَرْمى شود از پرتوِ آن قلبِ سياه |
كيميايى است، كه در صُحبت درويشان است |
|
مصاحبت اهل معرفت، كيميايى است كه سياهى قلب را زدوده و از سختى به نرمى.
[١] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب العزلة، ص ٢٥٠.
[٢] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب العزلة، ص ٢٥٠.
[٣] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب العزلة، ص ١٩٦.
[٤] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب العزلة، ص ١٩٦.
[٥] - غرر و درر موضوعى، باب العزلة، ص ١٩٨.
[٦] - كهف: ١٠٧ و ١٠٨.