جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٩١ - غزل ٢٣ بيا كه قصر امل، سخت سست بنياد است
خود را به آن برسانيد، و بدرستى كه براى شما نشانه و راهنما و پرچمى است پس [بكوشيد تا] به آن برسيد.- نيز:
١٦٣
«إنَّكُمْ إنْ رَغِبْتُمْ إلَى اللَّهِ، غَنِمْتُمْ وَنَجَوْتُمْ.»
[١]: (براستى كه اگر به خدا دل بنديد، رستگار گشته و رهايى مى يابيد.- همچنين:
١٦٤
«طُوبى لِمَنْ سَعى فِى فَكاكِ نَفْسِهِ قَبْلَ ضيقِ الأنْفاسِ وَشِدَّةِ الإبْلاسِ!»
[٢]: (خوشا به حال كسى كه پيش از تنگى نَفَسها و سختى حزن و تحيّر و نوميدى [آخر عمر] در آزادى نَفْس خويش بكوشد!.)
|
غمِ جهان مخور و پندِ مبر از ياد |
كه اين لطيفه نغزم ز رهروى ياد است: |
|
|
رضا به داده بده، وز جبين گره بگشاى |
كه بر من و تو، دَرِ اختيار نگشاده است |
|
اى سالك! از رهرو و استاد طريقى اين سخن را به ياد دارم، و تو نيز آن را به خاطر بدار. مىفرمود: غمِ داشته و نداشته جهانِ فانى را مخور و پيشانى درهم مكش و راضى به داده دوست باش؛ زيرا اختيار كردن ما (كه اى كاش فلان امر چنين مى شد و فلان چنين نمى شد)، خلاف عبوديّت است و «بر من و تو درِ اختيار نگشاده است»؛ كه:
١٦٥
«رأْسُ طاعَةِ اللَّهِ الصَّبْرُ وَالرّضا عَنِ اللَّهِ فيما أحَبَّ العَبْدُ أوْ كَرِهَ، وَلا يَرْضى عَبْدٌ عَنِ اللَّهِ فيما أحَبَّ أوْكَرِهَ، إلّاكانَ خَيْراً لَهُ فيما أحَبَّ أوْكَرِهَ.»
[٣]: (بالاترين طاعت خدا، شكيبايى و خشنودى از خداست در آنچه بنده دوست داشته باشد و يا بدش بيايد. و هيچ بندهاى- در آنچه دوست بدارد و يا بدش بيايد- از خداوند خرسند و خشنود نمى گردد، مگر اينكه- در آنچه دوست بدارد و يا بدش بيايد- براى او خير و خوبى است.- نيز:
١٦٦
«لَمْ يَكُنْ رَسُولُ اللَّهِ ٦ يَقُولُ لِشَى ءٍ قَدْمَضى: لَوْكانَ غَيْرُهُ.»
[٤]: (رسول خدا-.
[١] - غرر و درر موضوعى، باب الترغيب الى الآخرة والعمل الصّالح، ص ١٤٠.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب الترغيب الى الآخرة والعمل الصّالح، ص ١٤٣.
[٣] - اصول كافى، ج ٢، ص ٦٠، روايت ١.
[٤] - اصول كافى، ج ٢، ص ٦٣، روايت ١٣.