جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٧١ - غزل ٣٣ آن شب قدرى كه گوينداهل خلوت، امشب است
|
شهسوار من كه مَهْ آئينه دارِ روى اوست |
تاجِ خورشيد بلندش، خاكِ نعلِ مركب است |
|
دراين شب مى نگرم معشوقم را كه ماه آئينه دار و نشان دهنده روى او، و مظهرى از مظاهر تجلّياتش مى باشد، بلكه خورشيد هم كه ماه ازآن نور مى گيرد، در مقابلش به منزله خاك نعل مركب شهسوار و دلبند من است، و هر دو سربندگى و خضوع و خشوع در پيشگاهش مى سايند و به نادارى خود با زبان بىزبانى اقرار مى نمايند. نه تنها ماه و خورشيد كه تمام ذرّات جهان چنيناند؛ كه: «أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلى ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ، وَ هُمْ داخِرُونَ؟! وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ وَ الْمَلائِكَةُ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ»[١]: (آيا نمى نگرند به هر چيزى كه خداوند آفريده، كه سايه هايشان از راست و سمتهاى چپ، با كمال تواضع و فروتنى براى خدا سجده مى كنند؟! و هر جنبده اى كه در آسمانها و زمين است، و ملائكه براى خدا سجده مى نمايند، و هيچ تكبّر نمى ورزند.- نيز: «وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ»[٢]:
(و گياه [و يا ستاره] و درخت سجده و كُرنش مى كنند.- همچنين:
٢٥٧
«وَبِقُوَّتِكَ الَّتى قَهَرْتَ بِها كُلَّ شَىْءٍ، وَخَضَعَ لَها كُلُّ شَىْءٍ، وَذَلَّ لَها كُلُّ شَىْءٍ.»
[٣]: (و [از تو خواهانم ...] به قدرتت كه با آن بر هر چيز چيرهاى، و همه اشياء در برابر آن فروتن و ذليل مى باشند.)
|
آب حيوانش ز منقارِ بلاغت مى چكد |
زاغِ كلكِ من، به ناميزد چه عالى مشرب است |
|
خواجه دراين بيت از بيانات شيوا و شيرين خود سخن گفته و تمجيد نموده و الحقّ چنين است. دو بيت گذشته از آن گفتارهاست. در جايى مى گويد:
[١] - نحل: ٤٨- ٤٩.
[٢] - الرّحمن: ٦.
[٣] - اقبال الاعمال، ص ٧٠٦.