جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٥٣ - غزل ٣١ آن سيه چرده، كه شيرينى عالم با اوست
خُلُقٍ عَظِيمٍ»[١]: (و بدرستى كه تو به اخلاق و خلق و خوى بزرگ آراستهاى.- نيز: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ»[٢]: (و تو را نفرستاديم مگر اينكه رحمت براى عالميان باشى.- همچنين:
٢٤٢
«كانَ دآئِمَ البِشْرِ، سَهْلَ الخُلْقِ، لَيِّنَ الجانِبِ.»
[٣]: (پيوسته، گشاده رو و نرم خوى و خوش برخورد بود.)
|
گرچه شيرين دهنان، پادشهانند، ولى |
آن سليمان زمان است، كه خاتَم بااوست |
|
منظور خواجه از «شيرين دهنان»، انبياء : و از «سليمان زمان»، خاتم الانبياء ٦ مى باشد. بخواهد بگويد: اگرچه انبياء و اولياء : در گفتار هدايتگرشان يكتايند، و سخنانشان از فطرت برخاسته است، امّا هر كدام بقدر ظرفيّت امّت خود با آنان سخن مى گفتند؛ كه:
٢٤٣
«إنّا مَعاشِرَ الأنْبِياءِ، امِرْنا أنْ نُكَلِّمَ النّاسَ عَلى قَدْرِ عُقُولهِمْ.»
[٤]: (به ما گروه پيامبران دستور داده اند كه با مردم به اندازه عقلشان سخن بگوييم.)؛ ولى رسول اللَّه ٦ كه مقام خاتميّت انبياء : با اوست، و امّتش هم خاتم الامم و برجستهترين امّتها مى باشند، گفتار شيرينتر ظهور داده تا امّتش را به كمالات والاتر دعوت نمايد؛ كه: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ، لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ»\*[٥]: (اوست خدايى كه رسول خويش را همراه با هدايت و دين حقّ فرستاد، تا او را بر تمام اديان چيره گرداند.- نيز: «اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ»[٦]: (هنگامى كه خدا و رسولش شما را براى آنچه كه مايه حيات و زندگانى شماست مى خوانند،.
[١] - قلم: ٤.
[٢] - انبياء: ١٠٧.
[٣] - بحار الانوار، ج ١٦، ص ١٥٢، از روايت ٤.
[٤] - اصول كافى، ج ١، ص ٢٣، روايت ١٥.
[٥] - توبه: ٣٣، و صفّ: ٩.
[٦] - انفال: ٢٤.