جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٥٧ - غزل ٣١ آن سيه چرده، كه شيرينى عالم با اوست
بگويد: دوست برايم از طريق رسول اللَّه ٦ تجلّى نمود و سپس محجوب از آن گشتم و دلم از اين امر مجروح گرديد، مرهم آن را ديدار دوبارهاش مى دانم، اين نكته را با چه كسى مى توان گفت كه او از كشتن عاشقش هراسى ندارد، چون حيات او را در اين كُشته شدن مى داند و با آن زندگى ديگرى به وى دهد. كنايه از اينكه: محبوبا! مرا به فنا و بقايم نايل ساز. (معناى اوّل با ابيات گذشته و بيت ختم مناسبتر است.) لذا مى گويد:
|
حافظ از معتقدان است، گرامى دارش |
ز آنكه بخشايشِ بس روحِ مكرّم با اوست |
|
بعيد نيست خواجه با اين بيت، قصد بيان اخلاص و ارادت خود به رسول اللَّه ٦ را داشته، تا از طريق حضرتش، و يا مشاهده مقام نورانيّت وى به مقصود خود دست يابد. مىگويد: محبوبا! خواجه از معتقدان به رسول توست، گرامىاش بدار و از طريق او، كه صاحب روحِ روح القدسى و يا معنويت والايى است، به مقام و منزلت خود راهنماىام فرما تا عنايتهايت شامل حالم گردد؛ كه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا! اتَّقُوا اللَّهَ، وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ، وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ، لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[١]: (اى كسانى كه ايمان آوردهايد! تقواى خدا پيشه كنيد و وسيله و دستاويزى به سوى او بجوييد، و در راه خدا مجاهده و كوشش كنيد، اميد است كه رستگار شويد.).
[١] - مائده: ٣٥.