شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٢٥ - حكايت(١٤) قضا را من و پيرى از فارياب
|
پس آنانكه در وجد[١]، مستغرقند، |
شب و روز در عين حفظ حقند |
|
|
نگه دارد از تاب آتش خليل، |
چو[٢] تابوت موسى ز غرقاب نيل |
|
|
چو كودك[٣] به دست شناور بر است، |
نترسد و گر دجله پهناور است |
|
|
تو بر[٤] روى دريا قدم چون زنى، |
چو مردان، كه بر خشك، تر دامنى؟ |
|
|
ره عقل جز پيچ بر پيچ نيست |
بر عارفان جز خدا هيچ نيست |
|
|
توان گفتن اين با حقايقشناس |
ولى خرده گيرند اهل قياس[٥]: |
|
|
كه پس آسمان و زمين چيستند |
بنى آدم و دام و دد كيستند؟ |
|
|
پسنديده پرسيدى: اى هوشمند، |
بگويم گر آيد جوابت پسند: |
|
|
كه هامون و دريا و كوه و فلك، |
پرى و آدميزاد و ديو و ملك، |
|
|
همه هرچه هستند از آن كمترند، |
كه با هستيش نام هستى برند |
|
|
عظيم است پيش تو دريا به موج |
بلند است خورشيد تابان به اوج، |
|
|
ولى اهل صورت كجا پىبرند، |
كه ارباب معنى به ملكى درند[٦]، |
|
[١] وجد: در شرح تعرف آمده است كه وجد در لغت عرب بر چهار معنى است: يافتن گمشده، توانگر شدن، غضبناك گرديدن از كار بزرگ، هر اندوهى كه آن با سوزش و الم باشد، عرب آنرا« وجد» گويد.
[٢] تابوت موسى: اشاره دارد به قصه حضرت موسى كه مادرش او را پس از تولد در صندوقى گذاشت و به رود نيل افكند و زوجه فرعون او را از نيل گرفت و پرورش داد.
[٣] - چو كودك ...: وقتى كه طفل در دست و تحت مراقبت مربى شنا باشد ترسى ندارد هرچند دجله پهناور باشد، زيرا مربى شنا حافظ كودك از غرق شدن ميباشد.
[٤] تو بر روى دريا ...: مراد بيت اين است: تو كه در خشكى آلوده دامن هستى چگونه ميتوانى مانند سالكان پاكدامن بر روى دريا قدم زنى؟( گذشتن از دريا نخستينبار به نام موسى كليم و بنى اسرائيل هنگام فرار از فرعون در تورات و قرآن مجيد منعكس است) ر ك- اعلام قرآن، مقاله موسى.
[٥] توان گفتن ...: اينگونه مطالب را حقايقشناسان و عارفان درمىيابند اما اهل قياس و كسانى كه به فلسفه و منطق و ادراكات حسى پاىبندند بر اين مطالب خرده و ايراد ميگيرند.
[٦] ولى اهل صورت ...: اهل ظاهر به حال ارباب معنى پى نمىبرند و نميدانند كه اهل معانى در ملك الهى هستند. در ملك الهى آفتاب كمتر از ذرهايست و هفت دريا كمتر از قطرهيى ميباشد.