شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٦٣ - حكايت(٢) شنيدم كه يك هفته ابن سبيل
|
نعم[١] گفت و برجست و برداشت گام |
كه دانست خلقش[٢] ٧ |
|
|
رقيبان[٣] مهمانسراى خليل، |
به عزت نشاندند پير ذليل |
|
|
به فرمود، ترتيب كردند خوان |
نشستند بر هر طرف همگنان |
|
|
چو بسم اللّه[٤] آغاز كردند جمع، |
نيامد ز پيرش حديثى بسمع |
|
|
چنين گفتش: اى پير ديرينه زوز، |
چو پيران نمىبينمت صدق و سوز! |
|
|
نه شرط است وقتيكه روزى خورى، |
كه نام خداوند روزى برى؟ |
|
|
به گفتا نگيرم طريقى به دست |
كه نشنيدم از پير آذرپرست |
|
|
بدانست پيغمبر نيكفال، |
كه گبر است[٥] پير تبه بوده حال |
|
|
به خوارى براندش چو بيگانه ديد |
كه منكر بود پيش پاكان، پليد |
|
[١] نعم:( حرف جواب عربى): بلى- آرى- قبول دارم.
[٢] خلقش: ضمير« ش» در« خلقش» راجع است به حضرت ابراهيم، ٧ عنوان تعظيمى دارد.
[٣] - رقيبان: مراقبان. در آخر اين بيت در بعضى نسخهها« دليل» آمده بمعنى راهنما، ولى چندان مناسب نيست.
[٤] بسم اللّه: به نام خدا. برحسب سنت اسلامى، مستحب است در آغاز هر كار و منجمله در شروع خوردن بسم اللّه بر زبان آورند.
[٥] گبر: از باب اهانت بر زرتشتيان پس از اسلام اطلاق شده و مأخوذ از« گوره» به معنى تعظيم در برابر پادشاهان است و چون زرتشتيان كه مردمى يادگار ايران باستانند، قوى جثه بودهاند، گبر در معنى درشت و بزرگ بكار رفته چنانكه آجر گبرى بر آجر بزرگ و ستبر اطلاق ميشود. زرتشتيان را مجوس نيز مينامند كه مفردش مجوسى است و مجوس مأخوذ از« مغ» است و باeuqigaM وegaM همريشه است و بعضى از علماى اسلامى و مورخان خواستهاند زردشت را بر ابراهيم منطبق سازند و گبريان را امت ابراهيم پنداشتهاند، اما بايد دانست كه شيخ اجل در اينجا اشتباهى كرده است، گبرها كه پيروان زرتشت هستند، منكر خدا نيستند و زمزمه گفتن به هنگام دست بردن به غذا و پس از فراغ از غذا شيوه آنان بوده است. شايد مراد استاد از گبر، آتشپرست غير زردشتى باشد انتخاب آذرپرست بجاى آتش پرست در بيت پيشين بدانجهت بوده كه آذر با آزر پدر ابراهيم( به زعم بعضى عموى ابراهيم) شبه جناس داشته باشد.