شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٢٥ - حكايت(٢٠) شنيدم كه در مصر، ميرى اجل
|
كه در مصر چون من عزيزى[١] نبود |
چو حاصل همين بود، چيزى نبود |
|
|
جهان گرد كردم نخوردم برش |
به رفتم چو بيچارگان از سرش |
|
|
پسنديده رايى كه بخشيد و خورد، |
جهان از پى خويشتن گرد كرد |
|
|
درين[٢] كوش تا با تو ماند مقيم |
كه هرچ از تو ماند، دريغ است و بيم[٣] |
|
|
كند خواجه بر بستر جانگداز، |
يكى دست[٤] كوتاه و ديگر دراز |
|
[١] عزيز: عزيز مصر بر صدراعظم مصر اطلاق ميشده. مفسران قرآن مجيد، نام عزيز مصر زمان يوسف را« فوتيفارع» ذكر كردهاند و اين نام هم در تورات مذكور است. خود حضرت يوسف هم به اين منصب رسيده است و قرآن مجيد از زبان برادرانش او را« يا ايها العزيز» خطاب كرده است. شايد ريشه عزيز« اوزيس» باشد كه يكى از ارباب انواع مصريان بوده است( براى تفصيل بيشتر رجوع شود به شرح گلستان).
[٢] فاعل جمله« با تو ماند مقيم» جهان است كه در دو بيت پيش ذكر شده است و ضمنا به عبارت« لهم فيها نعيم مقيم» كه قسمتى از آيه بيستم سوره توبه است اشاره دارد.
[٣] - مراد اينست كه جهان وقتى براى تو مقيم و برقرار مىماند كه در اين دنيا، خود از آن تمتع برى و به ديگران بهره رسانى. در اين صورت، با تمتعات خود، اين دنيا را بخوشى گذرانيدهاى و با بهرهرسانى بديگران، آن دنيا را براى خويش تأمين كردهاى و در نتيجه هردو دنيا را كه از آن به جهان تعبير ميكنيم براى تو خواهد ماند، اما اگر چنين نكنى، آنچه براى تو پس از مرگ باقى ميماند و روانت را بعد از وفات و در روز قيامت مىآزارد، دريغ و افسوس است. قرآن مجيد، از اين دريغ و افسوس، بارها ياد كرده است و از آنجمله است:« يا حسرتا على ما فرطنا».
[٤] يكى دست كوتاه و ديگر دراز: اشاره دارد به اين حديث« يهرم[ يشيب]، ابن آدم و يشب فيه خصلتان: الحرص و طول الأمل» ترجمه:« فرزند آدم پير مىشود، در حالى كه دو خصلت در او جوان مىگردد» يكى آز، ديگرى آرزوى دراز. مراد اين بيت و دو بيت بعدى چنين است: هنگامى كه شخص در بستر مرگ كه گدازنده جان است مىافتد، يك دست خود را كوتاه و دست ديگر را دراز مىكند و در آن نفس كه ترس مرگ زبانش را از گفتن بسته است و محتضر نمىتواند با تو تكلم كند، مقصود خود را با اشاره دست، براى تو باز مينمايد و با اشاره چنين ميگويد: يك دست خود را به بخشش دراز كن و دست ديگر را از ستم كوتاهساز. پس با دراز كردن يك دست ترا به خود دعوت ميكند و با كوتاه كردن دست ديگر ترا از ظلم و حرص باز ميدارد.