شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٥٠ - حكايت(٧) يكى پادشهزاده در گنجه بود
|
حريفان خراب از مى لعل رنگ |
سر چنگى[١] از خواب در بر چو چنگ |
|
|
نبود از نديمان گردنفراز، |
بجز نرگس[٢] آنجا كسى ديده باز[٣] |
|
|
دف و چنگ با يكديگر سازگار |
برآورده زير[٤] از ميان نالهزار |
|
|
بفرمود در هم شكستند خرد |
مبدل شد آن عيش صافى به درد[٥] |
|
|
شكستند چنگ و گسستند رود[٦] |
به در كرد گوينده از سر سرود |
|
|
به ميخانه در، سنگ بردن[٧] زدند |
كدو[٨] را نشاندند و گردن زدند |
|
|
مى لالهگون از بط[٩] سرنگون، |
روان همچنان كز بط كشته خون |
|
|
خم آبستن[١٠] خمر نه ماهه بود |
در آن فتنه دختر بينداخت زود |
|
[١] سر چنگى از خواب در بر چو چنگ: سر نوازنده چنگ مانند خود چنگ به روى سينه از شدت خواب خم شده بود. اگر مراد از« چنگى» ستاره زهره باشد، نيز رواست، چه زهره از هياهوى مستان به خواب نرفته و به جانب زمين گرايش يافته بود.
[٢] بجز نرگس: بهترين مثال براى استثناء منقطع است يعنى تنها چشم نرگس باز بود و چشم همه افراد را خواب فرا گرفته بود در نسخه على يف بجاى« نرگس»« بربط» آمده كه درست نمىنمايد.
[٣] - ديده باز:( صفت مركب): چشم گشوده.
[٤] زير: يكى از سيمهاى چنگ، صداى نازك. ميان زير و زار« شبه اشتقاق» است.
[٥] درد( با ضم اول): باقيمانده شراب در ته جام كه قابل نوشيدن نباشد. ممكن است درد( بفتح اول) نيز خوانده شود.
[٦] رود: يكى از سازهاى زهى.
[٧] دن( با فتح اول): مخفف« دن»( با تشديد نون) به معنى خم بزرگ كه در زمين خمخانه نصب كنند.
[٨] كدو: در اينجا مراد كدويى كه صراحى است و در آن شراب ميريزند.
[٩] سبط: ظرف شراب( مخفف بط)( با تشديد طاء) در مصراع دوم بط به معنى مرغابى است. مراد اينست كه شراب لعلگون كه به رنگ خون بود از ظرف شكسته شراب روان گرديد چنانكه گويى مرغابى كشته باشند و خونش روان شود.
[١٠] خم آبستن ... شراب نه ماهه در شكم خم بود و خم به زنى تشبيه شده است كه پس از آبستنى نه ماهه كودك را متولد ميسازد و از شكم بيرون ميدهد. چون انگور را دختر رز مينامند، از اينرو بجاى كودك لفظ دختر آمده است.