ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٥٠ - اما اخبار و روايات در اين باب
است و در وسوسه انسانى دو وجه است يكى اينكه وسوسه انسان خودش خودش را باشد دوم اينكه ديگران او را وسوسه نمايند و گمراه كنند و دليل بر اين آيه شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِ (انعام ١١٢) است و شيطان جنى پنهانى و از درون وسوسه مينمايد و شيطان انسانى آشكارا مىآيد و بصورت نصيحت و خير خواهى مطالب گمراهكننده بانسان ميگويد.
مجاهد گفته خناس شيطان است. چون هنگامى كه انسان در ياد خدا باشد پنهان مىشود و دست و پاى خود را جمع ميكند ولى در صورتى كه از ياد خدا غافل شد قلب انسان را تحت سيطره خود قرار ميدهد و مؤيد اين معنى همان حديثى است كه از پيغمبر نقل شده- كه شيطان پوز خودش را روى قلب آدمى نهاده اگر در ياد خدا شد پنهان مىشود و اگر خدا را فراموش نمود قلب را در اختيار خود ميگيرد وسواس خناس اين است و گفته شد خناس بمعناى خيلى پنهان در عين حالى كه آشكار است و او از ديدگان مردم پوشيده و مستور است چون وسوسه خود را انجام ميدهد و ديده نميشود و گفته شده كه او (خناس) از راه مشغول كردن دل بمطالب دنيوى وسوسه را ايفاء مينمايد منظور اينكه با كمال ملايمت و نرمش وساوس را در سينه مىافكند و اين روش مؤثرتر است از اينكه خود راسا پيشنهادهاى گمراهكننده بنمايد. عياشى از امام ششم ٧ نقل كرده كه پيغمبر اكرم ٦ فرمود. هيچ مؤمنى نيست مگر اينكه در قلبى كه در سينه دارد دو گوش هست- گوشى كه ملك و فرشته در او مىدمد و گوشى كه شيطان در او ميدمد (وسواس خناس با آن گوش رابطه دارد) و خداوند مؤمن را بوسيله آن فرشته يارى ميفرمايد و اين است معناى آيه وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ (تمام شد سخن طبرسى) و باز مرحوم طبرسى در آيه (أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ) گفته يعنى خداوند ايمان را در دلهاى آنان ثابت و محكم و مستقر فرموده بوسيله الطاف و عنايات خاصى كه در باره آنها فرموده مانند چيزى كه نوشته شده است و گفته شده كه علامت و نشانه ايمان را در دل آنان قرار داده كه اين خود نشان و علامتى است براى ملائكه كه ناظر آنان هست و با اين سمت و علامت ميدانند كه اينان اهل ايمانند وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ (كه جمله بعدى است) يعنى آنان را بنور و روشنى ايمان تقويت نموده است (كه مراد از روح نور ايمان است) دليل بر اين تفسير آيه وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ سوره شورى ٥٢ و اين چنين القاء كرديم بر تو روحى از طرف خود و تو نميدانستى كتاب و قرآن و ايمان را (كه اينجا منظور از روح ايمان است) و گفته شده معناى تائيد بوسيله روح اين است كه خداوند بوسيله دليلهاى عقلى و برهان منطقى تقويت فكر آنان را نموده كه به آن چه حق و حقيقت است پى بردهاند و عمل كردهاند و معناى ديگرى براى تائيد بوسيله روح گفته