ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٥٠ - باب ٥٩ در باره بيم و اميد و حسن ظن بخدا و گمان لطف و كرم از خداوند متعال داشتن
از او ترسيد و از غير او نبايد ترسيد. الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ آنان كه از خدا ميترسند در غيب از عذاب يعنى در عين حال كه عذاب الهى محسوس و مشاهد آنها نيست. و يا در غيب از مردم يعنى در خلوتها كه هيچ كس نيست. و يا در حالى كه اينها از عذاب غائب هستند.
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ چون شرط خوف و خشيت معرفت و شناخت است و علم و آگاهى بصفات و افعال او است پس هر كس عالمتر و آگاهتر بخدا و صفات و افعالش باشد ترسش بيشتر است و لذا پيغمبر فرمود. من ترسانتر و خائفتر و پرهيزگارترين شما هستم. إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ اين جمله علت لزوم خوف و خشيت را ميرساند چون خدا عزيز و توانا است پس كسى را كه در طغيان و سركشى خود اصرار داشته و ادامه ميدهد عقوبت خواهد كرد و اگر از گناهش توبه كند عفو و بخشش مينمايد و در مجمع البيان از حضرت صادق ٧ نقل نموده كه منظور از علماء آن دانشمندى است كه افعالش گواه گفتارش باشد و آن كس كه كردار او با گفتارش تطبيق نكند عالم نيست و در حديث است كه داناترين شما آن كسى است كه خوف و ترسش از خدا از همه بيشتر باشد و در كافى از حضرت سجاد ٧ است كه فرمود: علم بخدا و عمل بدستوراتش دو دوست صميمى هستند پس هر كه خدا را شناخت از او ميترسد و همين ترس او را وادار بعمل مينمايد ارباب علم و دانشمندان و پيروانشان كسانى هستند كه خدا را شناخته و اعمال خود را براى او انجام داده و رغبت و ميلشان باو است و خداوند فرموده: إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ. و از حضرت صادق ٧ نقل شده كه فرمود يكى از عبادات ارزنده خوف شديد داشتن از خدا است سپس حضرت اين آيه را تلاوت فرمود. و در مصباح الشريعه از حضرتش چنين نقل كرده كه فرمود علامت و نشانه خشيت تعظيم و بزرگ داشتن خدا و توجه باوامر و دستورات او و طاعت و عبادت خالص انجام دادن است و خوف داشتن و بر حذر بودن است و نشانه و دليل اين دو صفت هم علم و آگاهى و معرفت است سپس اين آيه را خواند:
إِنَّما تُنْذِرُ البته انذار و هشدارى كه اثر و نتيجه داشته باشد مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ يعنى تابع قرآن و در حديث است كه پيروى و تبعيت از على ٧ داشته باشد (كه قرآن ناطق است و دنبال او بودن موجب ياد خدا بودن است) وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ يعنى قبل از فرا رسيدن عقاب و ديدن اهوال و وحشتهاى قيامت از عقاب الهى خوف و خشيت داشته باشد و يا در خلوات و در باطن خود ترس داشته و به زحمتش مغرور نشود چون همان طورى كه رحمان است منتقم و قهار هم هست.
إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ما اين پيامبران را با داشتن يك خصلت و صفتى كه در كمال