ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣١٥ - باب ٥٨ در باره زهد و پارسائى و مراتب و درجات آن
٣ معانى الاخبار ابن وليد ... از ابى الطفيل كه گفت شنيدم كه امير مؤمنان ميفرمود: زهد و پارسائى در دنيا كوتاه كردن آمال و آرزوها است و شكر و سپاس هر نعمتى پرهيز نمودن است از آنچه خدا حرام فرموده.
٤- معانى الاخبار ابن وليد ... سكونى كه حضرت صادق ٧ فرمود: زهد و پارسائى در دنيا اين نيست كه انسان اموال خود را ضايع نموده و از دست بدهد و يا حلال خدا را بر خود حرام نمايد، بلكه حقيقت زهد اين است كه انسان اعتماد و دلگرمى بيش بآنچه در اختيار و در دست دارد بيشتر از آنچه در قدرت و در دست تواناى خدا است نباشد (بلكه بعكس اتكاء و توجه بيشتر بآنچه نزد خدا هست داشته باشد).
٥- معانى الاخبار ابن وليد ... از حضرت باقر ٧ كه شخصى از آن حضرت راجع به زهد سؤال كرد فرمود زهد داراى ١٠ درجه است آخرين درجه و مرتبه زهد اولين و پائين ترين مرتبه ورع و پرهيزگارى است و آخرين مرتبه ورع پايينترين مراتب يقين و بالاترين مراتب يقين پائينترين مراتب رضا و خشنودى از حق است. بدان زهد و معناى آن در يك آيه از كتاب الهى بيان شده لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ تأسف بر گذشته نداشته باشيد و بآنچه بدست شما ميرسد از دنيا خوشحال و مسرور نباشيد در دعوات راوندى هم چنين آمده است.
٦- معانى الاخبار و امالى صدوق و عيون اخبار الرضا ٧ مفسر ... از حضرت جواد از پدر بزرگوار از جدش ٧ كه از حضرت صادق ٧ سؤال شد زاهد و پارسا در دنيا كيست؟ فرمود آن كس كه از جهت ترس از حساب از حلالها و لذتهاى مشروع صرف نظر نموده و از جهت ترس از عقاب و عذاب حرامها و كارهاى نامشروع را ترك ميكند.
٧- امالى صدوق در باب يقين اين حديث گذشت كه رسول خدا ٦ فرمود: امت اسلام در صدر اول با داشتن زهد و يقين بصلاح و شايستگى نائل شد ولى در دوره آخر از جهت صفت بخل و آرزوى دراز بهلاكت ميرسد.
٨- تفسير قمى از پدر خود از اصفهانى از منقرى از حفص كه گويد بحضرت صادق ٧ عرض كردم تعريف زهد و حدود آن چيست؟ فرمود: خداوند متعال در كتاب خود حد زهد را بيان فرموده و آن اين است: لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ بر گذشته اندوه و تأسف نداشته و بآنچه بدست مىآوريد خوشحال و مسرور مباشيد. هر كس ترس و خوفش از خداى خود بيش از همه باشد شناخت و معرفتش بيشتر است و هر كس شناخت بيشترى داشته باشد خوف بيشترى دارد و هر كس زهدش بيشتر شناختش بيشتر يعنى شناخت و معرفت- خوف و ترس از خالق- زهد و پارسائى و بىاعتنائى بدنيا همه