ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٤١ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
كه بوسيله ايمان و اعمال صالحه بمطلوب و مقصودى كه نزد خدا داشتند دست يافتند و در تفسير بيضاوى گفته المفلح الفائز بالمطلوب خود دست يافته و نظير اين معنا را در كشاف نموده ولى مرحوم طبرسى در ذيل آيه قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ فلاح را بر رسيدن بثواب معنا نموده اما ممكن است گفته شود فلاح در اين آيه باين معناى رسيدن بثواب است و لازم نيست در همه جا بهمين معنا باشد و بر فرض كه در آيه حج ٧٧ هم اين معنا را داشته در صورتى دليل بر مطلب آنها مىشود «كه عبادت بقصد ثواب صحيح است» كه جمله لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ حاليه باشد باين معنا (عبادت كنيد خدا را ... در حالى كه براى تحصيل ثواب باشد) ولى اگر جمله تعليليه باشد و علت دستور عبادت و انجام عمل خير را بيان كند دليلى بر مدعاى آنها نخواهد بود (يعنى يكى از نتائج و فوائدى كه بر عبادت صحيح مترتب مىشود رسيدن بثواب است اما اينكه عبادت صحيح چيست و چگونه است ساكت است) ولى بهتر اين است كه براى اين مطلب بآن حديثى كه مرحوم كلينى در كافى بسند خود از حضرت صادق ٧ نقل نموده استدلال شود كه فرمود: عبادتكنندگان سه نوعند گروهى بانگيزه خوف از عقاب خدا را عبادت ميكنند كه اين عبادت و اطاعت بردگان است گروه ديگرى از جهت رسيدن بثواب خدا را عبادت مينمايند كه اين هم عبادت اجيرها و مزدگيرندگان است و گروه سومى هستند كه روى عشق و محبت معبود او را عبادت مينمايند كه اين عبادت آزاد مردان است و اين بهترين نوع عبادت است. كه اين جمله اخيرى
(و هى افضل العباده)
ميرساند كه آن دو رقم عبادت هم خوب است و صحيح و درست و داراى فضيلت و ارزش است گر چه بپايه و سطح نوع سوم نميرسد و البته مقصود همين است كه اثبات شود عبادت بانگيزه خوف و طمع صحيح است. سپس مرحوم شيخ بهائى سخن خود را ادامه داده و گفته است آنهائى كه ميگويند انسان عبادتش را نبايد بنيت و قصد تحصيل ثواب و يا دفع عقاب انجام دهد چنين قصدى را موجب فساد و بطلان عبادت ميدانند اگر چه قصد وجه و نيت قربت را داشته باشد البته آن طورى كه از كلماتشان استفاده مىشود اما ضمائم و چيزهاى ديگرى كه خواه ناخواه از لوازم عمل است چه قصد بشود و يا نشود نظير رهائى و خلاص شدن از هزينه زندگى و معيشت برده و بنده كه مثلا انسان او را براى كفاره آزاد نمايد و يا فوائد بهداشتى و صحت مزاج كه با گرفتن روزه بدست مىآيد و يا خنك شدن انسان كه از لوازم وضوء است و يا فهماندن مأموم امام جماعت را و يا ديگران را بوسيله تكبير كه خودش ميگويد و يا معطل نمودن طلبكار مادامى كه بنماز اشتغال دارد و يا همراه بودن با او در طواف و سعى و يا حفظ و نگهدارى اثاثيه از جهت شبزندهدارى و نماز شب و امثال و نظائر اين امور