ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٥ - اما اخبار
خدا است و از آنچه كه در دست مردم و نزد آنها است دل بر كن تا هم خدا و هم مردم تو را دوست داشته باشند.
٥- خصال ج ١ ص ١٤٢ امام ششم فرمود پنج گروه خواب ندارند ١- كسى كه در فكر ريختن خونى باشد (يا كسى كه ميخواهد انتقام خونى را بگيرد) ٢- كسى كه مال و ثروت فراوانى دارد ولى امنيتى ندارد ٣- كسى كه بدروغ و بهتان ميخواهد به مال دنيا برسد ٤- كسى كه بدهى زيادى دارد و در مقابلش چيزى ندارد ٥- كسى كه دوستى دارد و در معرض فراق و جدائى از اوست.
٦- وهب فرزند منبه گويد در زبور داود خواندم، خدا ميفرمايد. اى داود. بشنو آنچه ميگويم (و البته حق ميگويم) كسى كه بيايد بسوى من و مرا دوست بدارد او را وارد بهشت خواهم كرد.
٧- حضرت باقر ٧ گويد: رسول خدا ٦ كه در اجتماعى از مردم فرمود: مردم دوست داشته باشيد خدا را براى آن نعمتها كه بشما عنايت فرموده و دوست بداريد مرا بخاطر خداى عز و جل و دوست بداريد خويشان مرا بخاطر من.
٨- علل الشرائع ج ٢ ص ٢٨٧ رسول خدا ٦ فرمود: جبرئيل گفت كه خداوند متعال ميفرمايد. كسى كه بيكى از دوستان و اولياء من اهانت نمايد با من مبارزه و جنگ نموده و چيزى بر من گران و دشوار نيست مانند قبض روح و گرفتن جان مؤمن. چون مرگ و شدائدش ناراحتكننده است براى مؤمن و من هم ناراحتى او را نمى خواهم و ضمنا چاره از مرگ نيست. و بنده من بمن تقرب و نزديكى پيدا نميكند. به چيزى كه مانند انجام فرائض و واجبات باشد. و هميشه بنده من در حال تضرع و دعا است تا اينكه محبت من شامل حال او شود و كسى كه من او را دوست بدارم ميباشم گوش و چشم و دست او و معتمد و تكيهگاه او. اگر بخواند مرا اجابت نمايم او را اگر درخواستى كند عطاء كنم باد. و بعضى از بندگان مؤمن ميخواهد عبادت زياد بنمايد ولى من او را باز ميدارم از آن كه مبادا بمرض عجب و خود پسندى گرفتار شود و او را تباه كند. و بعضى از بندگان هستند كه بجز فقر و تهيدستى چيزى بمصلحت آنان نيست كه اگر مال دارش نمايم همين ثروت موجب فساد و تباهى او مىشود. و بعضى از بندگان مؤمن هستند كه ثروت موجب خوشبختى او است و اگر تهيدستش نمايم فقر و تهيدستى باعث فساد و تباهى او ميگردد. و بعضى از بندگان مؤمن هستند كه بيمارى تن او را اصلاح ميكند كه اگر صحت يابند فاسد ميشوند. و بعضى از بندگان مؤمن صحت و سلامتى بصلاح آنها است كه اگر بيمارشان كنم فاسد ميشوند. تدبير امور بندگانم را من مينمايم بدانش و احاطه