ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٤ - باب ٣٩ در بيان عدالت و صفاتى كه اگر اين اوصاف در هر كسى باشد عادل بودنش روشن مىشود و اخوت و برادرى با او لازم و غيبت كردن او ممنوع است
شهادت اهل معصيت و گنهكار قبول نشود هيچ شهادتى قبول نميشود. بجز شهادت و گواهى پيامبران و اوصياء آنان عليهم الصلاة و السلام زيرا فقط آنان معصوم هستند نه بقيه مردم پس كسى كه با چشم خود نه بينى كه گناه ميكند يا اينكه دو نفر شاهد بر گناه او گواهى ندهند چنين شخصى از اهل عدالت و پوشيدن لغزشهاى او لازم است و شهادت او پذيرفته است گر چه در واقع و باطن و بنظر خودش گناهكار باشد و هر كس غيبت او را بآن اوصافى كه در او است بنمايد از ولايت و دستگيرى خداوندى خارج و در ولايت و تحت سرپرستى شيطان داخل مىشود و تحقيقا خبر داد مرا پدرم از پدران بزرگوار خود : كه رسول خدا ٦ فرمود: كسى كه غيبت كند مؤمن را بهمان صفاتى كه در او است خداوند اين دو نفر را با هم در بهشت جمع نميكند (غيبتكننده را به بهشت نميبرد و يا اينكه اين دو نفر يك ديگر را در بهشت نخواهند ديد) و كسى كه غيبت نمايد مؤمنى را بصفتى كه در او نباشد ارتباط دينى ميان آنها بكلى قطع مىشود و غيبتكننده در دوزخ مخلد است و البته بد جايگاهى است دوزخ.
علقمه گويد عرضه داشتم بحضرت صادق كه يا ابن رسول اللَّه مردم ما كارهاى زشت نسبت ميدهند بطورى كه سينه ما تنگ شده و شديدا ناراحت ميشويم فرمود: اى علقمه انسان نميتواند خشنودى مردم را جلب نموده و جلو زبان آنها را بگيرد. چگونه سالم مىمانيد از چيزى كه انبياء و پيامبران و اوصياء : از او سالم نماندند. آيا به يوسف نسبت ندادند كه او تصميم گرفت كه زنا، كند؟ آيا در باره ايوب نگفتند كه او از اثر گناهانش مبتلا، به آن مصائب گشت؟ آيا در حق داود پيغمبر نگفتند كه او دنبال كرد پرنده را تا اينكه چشمش بزن اوريا افتاد و دلباخته او شد و بمنظور رسيدن به هدف خود شوهر آن زن را در جلو جبهه جنگ پيشاپيش تابوت قرار داد تا اينكه كشته شد سپس با آن زن ازدواج كرد؟ آيا نسبت ندادند بموسى كه او عنين است و قدرت زناشوئى ندارد و اذيت و آزار كردند او را تا اينكه خداوند براثت و كمال او را روشن نمود و از آن نسبتها تبرئه كرد؟ آيا در حق مريم بنت عمران نگفتند كه او از مرد نجارى بنام يوسف باردار شده؟
آيا نسبت ندادند به پيامبر ما كه او شاعر است، ديوانه است؟ و آيا نگفتند كه دلباخته همسر زيد بن حارثه شده و هميشه در فكر او بوده تا او را بهمسرى خود درآورده است؟ آيا در واقعه جنگ بدر متهم نكردند رسول خدا را كه او يك قطعه پارچه سرخى را از غنائم جنگى براى خود برداشته تا بالاخره خداوند پيامبرش را از جايگاه آن پارچه مطلع ساخت و دامن پاك پيامبر را از نسبت سرقت تبرئه نمود و اين مطلب را در قرآن نازل