ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٧٣
دست رفتن نيروى عقل و از بين رفتن كامل قواى بدنى كه با جمله بعدى قريب المعنى مىشود.
و في الحياة قبل الممات
يعنى انسان بايد هر جزء از حيات و زندگى را هر وقت كه باشد غنيمت بداند و عمل را براى ساعت بعدى موكول ننمايد چون ممكن است پس از همين جزء و بعد از اين ساعت زنده نماند و رشته حياتش قطع شود.
و لفظ
مستعتب
كه در اين حديث آمده يا مصدر ميمى است يا اسم مكان و استعتاب بمعناى استرضاء است در نهايت گفته اعتبنى فلان يعنى موجبات خوشحالى مرا فراهم كرد و استعتب يعنى تقاضاى رضايت و خوشنودى نمود همچنان كه ميگويد استرضيته فارضانى تقاضاى خوشنودى نمودم او هم مرا خوشنود ساخت
و معتب
يعنى مرضىّ و خشنود و در حديث آمده
لا يتمنّينّ احدكم الموت امّا محسنا فلعلّه يزداد و امّا مسيئا فلعلّه يستعتب.
هيچ كس تمناى مرگ نكند چه چه نيكوكار و چه بدكار اگر نيكوكار شايد موفق باعمال بيشترى شود و اگر گنهكار باشد موفق بتوبه و تحصيل رضايت و خشنودى حق شود و از همين نمونه است حديث
و لا بعد الموت من مستعتب
يعنى پس از مرگ ديگر فرصت استرضاء و تحصيل رضاى حق از دست رفته است چه زمان عمل سپرى شده و عالم پس از مرگ عالم پاداش و كيفر است نه جاى عمل و كردار و
(عتبى)
بمعناى توبه و دست كشيدن از گناه و بدىها است.
٨- كافى محمد بن يحيى ... از داود رقى از حضرت صادق ٧ كه در تفسير آيه شريفه وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ (رحمان ٤٦). فرمود: آن كس كه علم و آگاهى و ايمان داشته باشد كه خدا او را مىبيند و آنچه ميگويد و انجام ميدهد او مىشنود و هر چه از نيك و بد بجا آورد ميداند و همين احساس و ايمان و علم او را از افعال زشت باز دارد فذلك (وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى) نازعات ٤٠. اين همان شخصى است كه از مقام حسابگرى و مقام بازداشت خود در برابر خدا خوف و ترس داشته و خويشتن را از متابعت هواهاى نفسانى بازداشته است.
بيان: از اين حديث چند چيز استفاده مىشود: ١- از اينكه آيه ديگرى هم كه حضرت نقل فرمود بدست مىآيد كه آيه سوره رحمان با آيه سوره و النازعات قريب المضمون و منظور و مصداق موصول (من) در هر دو آيه يكى است و حضرت هر دو آيه را تفسير فرموده است. ٢- گر چه در آيه سوره رحمان نهى از متابعت هواى نفس ذكر نشده ولى از لحاظ استشهاد بآيه نازعات و وحدت مصداق و مراد فهميده مىشود كه نهى و بازداشتن نفس از متابعت هوا در آيه رحمان هم مراد است چون خوف و ترس داشتن بدون اثر عملى و ترك معصيت واقعا خوف و ترس بحساب نميآيد. ٣- و پاداش خائف و ترسان كه در