ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٣٣ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
است و خداوند هم او را بوجه احسن ميپذيرد. ولى هر كه عمل خير و يا عملى شر و بدى را بعنوان پيروى از شيطان انجام داده و در راه باطل و گمراهى خود و شقاوت خويش بجا آورد و منظور دنيوى داشته باشد چنين عملى زشت و سيئه و مردود است و بهمان شخصى كه اين عمل براى او انجام شده است ارجاع مىشود و اگر مقدارى از عمل براى خدا و قسمتى براى شيطان انجام شود در اين صورت هم آن قسمتى كه براى خدا است مقبول و آن قسمت كه بانگيزه غير خدائى انجام شده بحساب شيطان خواهد بود بطور كلى هر كس به سنگينى يك ذره عمل خير داشته باشد او را خواهد ديد و هر كس هم ذرة المثقالى عمل زشت داشته باشد خواهد ديد و اگر در عملش شيطان و غير خدا را شريك و دخيل بنمايد و يا در اجزاء عمل غير را شركت دهد اين عمل مردود و ناپذيرفته است چون خداوند شركت را نميپذيرد چنان كه بعدا در باب رياء خواهد آمد ان شاء اللَّه و بعضا گفته شده در موردى كه دو انگيزه و دو رقم محرك باشد اگر هر دو بطور تساوى محرك عمل بودهاند در اين صورت اين دو محرك در مقاومت و تعارض و تصاحب عمل چون فرضا مساوى هستند سقوط ميكنند و چنين عملى نه بحساب خداوند بحساب غير خدا خواهد بود و در نتيجه نفع و ضررى بصاحبش نخواهد رسيد و اگر يكى از اين دو انگيزه قوىتر باشد يعنى يكى از آنها اصل و اساس و علت استقلالى براى انجام عمل و ديگرى تابع و غير مستقل در اين صورت آن محرك قوى و غالب عمل را بحساب خود مىآورد ولى تشخيص دقيق كه كدام انگيزه غالب و كدام مغلوب و ضعيف است غالبا براى انسان مشكل و نوعا مشتبه مىشود.
چه بسا انسان خيال ميكند كه محرك اصلى و قوى قصد قربت است ولى در عمق باطن مطلب بعكس و قصد غير خدا و حظوظ و بهرههاى نفسانى غالب و قوى است بنا بر اين انسان اطمينان بقبولى عمل و ايمنى از عذاب و عقوبت پيدا نميكند مگر در صورتى كه عمل خالصا براى خدا باشد و يقين باخلاص براى انسان خيلى كم حاصل مىشود بنا بر اين شايسته است بنده هميشه در رد و قبول عمل در ترديد باشد و هيچ وقت اطمينان و يقين بقبول و پذيرش نداشته و دائما از دخالت عوامل و انگيزههاى غير خدائى در خوف باشد و البته خدا موفق است.
٥- كافى ... حضرت رضا از امير مؤمنان ٧ نقل كرده كه حضرت مىفرمود خوشا به حال كسى كه عبادت و دعاى خود را خالص گرداند و دل خويش را اسير ديدنىها و مشغول بآنها نسازد و از اثر توجه بشنيدنىها خدا را فراموش ننمايد و از جهت ثروت و قدرتى كه ديگران دارند حزن و اندوهى بخود راه ندهد. البته لفظ حديث چنين است
طوبى لمن اخلص العباده و الدعا ...