ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٨٩ - و اما اخبار و روايات
كتاب نهايه گويد ارغم اللَّه انفه يعنى خداوند بينى او را بروى خاك آورده است چون رغام بمعناى خاك است البته اين معناى اصلى و لغوى اين جمله است سپس در موارد ذلت و زبونى و ناتوان شدن از گرفتن حق و تسليم شدن با كراهت و بىميلى بكار ميرود.
١٩- كافى ... امير مؤمنان ٧ فرمود فقط دو چيز است كه از خطر آنها بر شما مى- ترسم ١- پيروى از هواى نفس ٢- آرزوى دور و دراز اما متابعت از خواستههاى نفسانى انسان را از حق باز ميدارد و اما آرزوى دراز آخرت را فراموش ميكند.
بيان- اما باز داشتن هواى نفس انسان را ز حق از اين نظر است كه علاقه و محبت بدنيا و لذتهاى آن چشم دل را از ديدن حق و درك حقيقت كور ميكند و از تسليم شدن بحق باز ميدارد چون حق و باطل نقطه مقابل هم هستند و دنيا و آخرت مانند دو هوو از يك دگر گريزانند و مسلما دنيا (هدف اصلى بودن دنيا) با اهل باطل است بنا بر اين رفتن دنبال دنيا و لذتهاى آن باعث مىشود كه باطل در نظر وى بصورت حق و صحيح جلوه كند و در نتيجه واقع و حقيقت را نديده و درك نكند و يا اينكه اساسا براى اينكه بلذت و هوس خود برسد دانسته و فهميده حق و حقيقت را انكار نموده و در مقابلش جبههگيرى ميكند صورت اول مانند توده عوام و مردم كوتهفكر از اهل باطل صورت دوم مانند علماء و دانشمندان آنان و طول امل (آرزوى دراز) يعنى تصور و گمان باقى ماندن در دنيا و انتظار رسيدن بلذتها با آرزوهاى ابليسى و دروغين باعث فراموشى آخرت و وقايع وحشتناك آن جهان ميگردد و در نتيجه در فكر آخرت و اعمالى كه در آنجا سودى داشته باشد و انسان را از گرفتاريها و شدائد اخروى نجات دهد. نميباشد. و اما اينكه وجود پاك و مقدس امير مؤمنان خوف و ترس از اين دو عامل را بخود نسبت داده از اين نظر است كه حضرتش بزرگ مؤمنين و متصدى اصلاح حال آنان و سرپرست آنها در امور زندگى و راهنما و دعوتكننده آنها است بآنچه در امر آخرت مفيد و نافع است.
٢٠- كافى ... عبد الرحمن بن حجاج گويد موسى بن جعفر ٧ بمن فرمود بترس از بالا رفتن سهل و آسان در صورتى كه پائين آمدن و سقوط از آن دشوار و ناراحتكننده باشد.
و نيز گويد حضرت صادق ٧ مكرر ميفرمود. هيچ گاه از نفس سركش و خواستههاى آن غافل مباش و يا باين معنا كه هيچ گاه نفس خود را با هوا و خواسته آن دمساز مكن چون هواهاى نفسانى همان نفس را به پستى سقوط و هلاكت ميافكند و رها كردن نفس را با لذتها و خواستهها (كه هر چه ميخواهد انجام دهد) موجب اذيت و رنج نفس خواهد شد و باز داشتن نفس از آنچه ميطلبد درمان مرض و بيمارى نفس است. بيان در روايت اول لفظ چنين است