ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٤٧ - باب ٥٩ در باره بيم و اميد و حسن ظن بخدا و گمان لطف و كرم از خداوند متعال داشتن
از او ميترسند و يا از مفعول او (ربّهم) در حالى كه خدا در غيب است و محسوس و مشهود نيست از او ميترسند مشفقون يعنى خائف و ترسانند. وَ كانُوا لَنا خاشِعِينَ دائما و هميشه ميترسند. وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ نويد ده بفروتنان يا باهل اخلاص كه اخبات صفت آنها است على بن ابراهيم گفته يعنى عبادتكنندگان وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ از هيبت و عظمت خدا كه شعاع جلال او در دل آنها ميتابد. مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ از ترس عذاب او در حذر و ترسند وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا گفته شده آن صدقهاى كه بآنان داده شده بديگران ميدهند على بن ابراهيم گفته يعنى عبادت و طاعت خود را مراعات نموده و حقش را انجام ميدهند. و مؤيّد اين گفتار قرائت ديگرى است كه در اين آيه شده (يُؤْتُونَ ما آتَوْا) انجام ميدهند آن وظيفهاى كه بآنان محول شده و همچنين رد آياتى كه بعدا خواهد آمد تأييد ديگرى است براى اين تفسير وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ خوف دارند كه مبادا عباداتشان پذيرفته نشود و آن طورى كه شايسته است انجام نداده و مواخذه شوند. أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ يعنى چون بازگشت آنها بسوى خدا است و يا اينكه ترس آنها از اين است كه بازگشت بسوى خدائى است كه او بآنچه كه از آنها مخفى و پنهان است (رياء باطنى) دانا و آگاه است. و كلينى ره در روضه از ابى بصير نقل كرده كه گفت از حضرت صادق ٧ از اين آيه سؤال كردم وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ. فرمود منظور بيان خوف و رجاء آنها است كه در عين حال كه ميترسند اعمالشان مردود شود اگر اطاعت خدا را نكنند رجاء و اميد پذيرش هم دارند. و در اصول كافى بسند خود از حفص بن غياث از حضرت صادق ٧ كه در ضمن حديثى فرمود. بدانيد آنكه حق ما را بشناسد و معرفت بامامت ما داشته و اميد پاداش داشته باشد و از غذا بمقدار پنج سير (نصف مد) در هر روز قانع و راضى باشد و از لباس و مسكن بمقدارى كه بدنش پوشيده شود و سرپوشى از خانه و مسكن داشته باشد و در عين حال بخدا سوگند خائف و ترسانند و دوست دارند كه بهره دنيوى همين مقدار باشد و اين چنين توصيف فرموده خداوند آنان را و فرموده وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ تا آخر آيه بعدا سؤال كرد حضرت كه چيست آنچه كه آنان انجام دادهاند سپس خود فرمود بخدا سوگند منظور اطاعت خداوند با محبت اهل بيت و داشتن ولايت آنها و در عين حال خوف و ترس دارند البته خوف آنها از جهت شك و ترديد در صحت عبادت و غير آن نيست، بلكه ترس دارند از اينكه مبادا در محبت و اطاعت ما تقصير و كوتاهى نموده باشند. و در مجمع از امام ششم ٧ كه فرموده خوف عدم پذيرش دارند و يا بين خوف و رجاء هستند يَخافُونَ يَوْماً يعنى علاوه بر اينكه مراقب اطاعت و در ياد و ذكر الهى هستند از روزى خائف و ترسانند كه تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ گفته شده روزى كه از هول و ترس اضطراب و دگرگونى خاصى در دلها رخ ميدهد و مطالبى كه نميفهميد