ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٢١ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
نازل شده (كه مشهور و معروف است) و در تفسير امام ٧ است وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ يعنى ميفروشد ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ يعنى خود فرمان خدا را انجام ميدهد و مردم را وادار بآن ميكند و تحمل رنج و آزارها را مينمايد مانند كسى كه جانش را فروخته و تسليم نموده و در عوض رضا و خشنودى حق را بدست آورده و پس از دستيابى برضايت خدا به مصائب و ناراحتيها اعتنائى ندارد و آنها را بجان ميخرد وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ و خداوند بهمه بندگان خود مهربان است اما آن بندگانى كه در صدد تحصيل رضاى حقند آنها را به انتهاء آمال و آرزوى خودشان ميرساند و بيشتر از آرزو و توقع آنها بآنها ميدهد و افرادى هم كه در دين خود تقيدى ندارند و راه فسق و فجور را گرفتهاند بآنان مهلت ميدهد و با كمال محبت آنها را بسعادت و اطاعت خود دعوت ميكند و لطف خويش از كسانى كه ميداند بعدا موفق بتوبه و بازگشت عزت آور و كرامت آفرين ميشوند قطع نميگرداند.
وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ اين آيه هم دلالت بر اين دارد كه قصد قربت در برخاستن براى نماز و در خود نماز لازم واجب است. مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ يعنى اموال خود را در راههاى خير صرف ميكنند ابتغاء مرضاة اللَّه بمنظور تحصيل رضاى خداوند كه دلالت بر اين دارد كه صدقات و خيرات در صورتى ثواب و پاداش دارد كه با قصد قربت باشد.
فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ يعنى خودم و تمام وجود خود براى خدا خالص نمودم و غير او را در خود و كارهاى خود شريك نمينمايم و گفته شده اينكه از جان و روح و بلفظ وجه و چهره تعبير كرده از اين نظر است كه وجه بهترين اعضاء و جوارح برونى است و محل نمايش نيروها و حواس است و من اتّبعن هر كه پيرو من باشد وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها- مرحوم طبرسى در مجمع در معناى آيه چند قول كرده: ١- منظور اينكه هر كس براى دستيابى بامور دنيوى فعاليت كند و در اعمالش انگيزه الهى و اخروى نداشته باشد از بهره و نصيب دنيوى مقدر مرحوم نخواهد شد ولى در آخرت حظ و بهرهاى ندارد كه ابى اسحاق چنين گفته پس بنا بر اين نبايد فريب رفاه زندگى دنيوى او را خورد (تصور شود چنين شخص متمكن و مرفه سعادتمند است).
٢- منظور از عمل جهاد باشد يعنى هر كه در جهاد خود انگيزه دنيوى داشته باشد و بمنظور رسيدن بغنائم جنگى در جبهه جنگ شركت كرده باشد البته از غنائم محروم و بىنصيب نخواهد بود ولى ثواب اخروى ندارد بنا بر اين منافع مادى و دنيوى نبايد مورد غبطه انسان باشد چون اين امور در اختيار و دسترسى نيكوكار و بد كار هر دو هست و قابل غبطه و آرزو نيست ابى على چنين گفته.