ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٩٩ - باب ٤٧ در باره اهميت و بيان اطاعت و فرمانبرى از خداوند و از رسول خدا و ائمه اطهار
و زحمت از آنان و احوالپرسى از مريضان آنها و تشييع جنازه آنها و عاريه دادن اسباب و اثاثيه بآنان و بحث و اختلافى كه راجع بفقير و مسكين هست كه آيا كدام يك از اين دو گروه مستمندتر است بعدا خواهد آمد و در ميان همسايگان فقير و مسكين را مخصوصا نام برده از اين نظر است كه رعايت حال آنها مهمتر است و گر نه همسايه دارى بطور كلى لازم است و در امالى
(تعاهد الجيران)
است
(و الغارمين قرض دارها)
يا عطف بر فقراء و يا عطف بر جيران است
(و كانوا امناء عشائرهم)
يعنى شيعيان را امين خود ميدانستند و در تمام اشياء از مال و ناموس و نگهدارى اسرار اطمينان به آنان داشتند عشائر جمع عشيره است بمعناى قبيله و فاميل است و در امالى صدوق و غير آن عبارت حديث اين طور است
(فقال جابر يا ابن رسول اللَّه لست اعرف احدا بهذه الصّفة)
هيچ كس را باين صفت نميشناسم.
لا تذهبن بك المذاهب
يعنى راهها و روشهاى مختلف تو را مغرور نكند و بباطل و رها كردن عمل نيفكند
حسب الرّجل ان يقول
اين جمله از نظر تركيب بندى مانند حسبك درهم يعنى يك درهم ترا كافى و بس است البته در اين جمله از حديث استفهام و حرف سؤال در تقدير هست (احسب الرجل) بعنوان انكار و قبول نكردن مطلب سؤال ميكند حضرت از جابر آيا همين مقدار كافى است كه بگويد دوست دارم على ٧ را يعنى اين حرف تنها ابدا كافى نيست
(فعّالا)
يعنى بر طبق اعتقاد خود (كه بايد در تمام كارها از پيشوايان بزرگ دين و ائمه عليهم السّلام پيروى و متابعت نمود) فعال و پركار نباشد؟ و اين جمله در نسخه امالى صدوق نيست
(فرسول اللَّه ...)
ظاهر اين جمله معترضه بودن (در اثناى سخن جملهاى گفته شود كه با مطالب قبلى و بعدى بىارتباط باشد) است ولى در امالى شيخ صدوق (و رسول اللَّه باو او بجاى فاء) آمده است و اين طور بهتر است كه جمله و رسول اللَّه جمله حاليه باشد و طبق هر دو نسخه (با فاء يا واو) احتمال دارد اين جمله عطف بر احب باشد و تتمه مضمون گفتار فاعل
(قال)
باشد و فاعل قال مخالف و سنى باشد خلاصه معنا چنين مىشود شما شيعيان را ادعاى دوستى على را داريد بدون عمل و محتوى. اگر مخالف شما بگويد من رسول اللَّه را دوست دارم و آن حضرت هم كه از على برتر است همان طور كه شما شيعيان دلخوش و دلگرم به محبت على ٧ هستيد من اعتماد و دلگرمى بمحبت رسول خدا دارم. شما نميتوانيد او را مجاب و محكوم نمائيد چون اگر شما بآن شخص بگوئيد كه دوستى با رسول خدا با اينكه در مسأله وصايت و خلافت مخالف رسول خدا باشيد اصلا سودى ندارد ممكن است فورا در مقام پاسخ بشما اعتراض نموده و بگويد براى شما هم دوستى على سودى ندارد در صورتى كه در افعال و اقوال در كردار و گفتار