ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٢٤ - باب ٥٨ در باره زهد و پارسائى و مراتب و درجات آن
دنيا و شيفتگان آخرت آنان قومى هستند كه زمين را فرش و خاك را بستر و آب را نوشيدنى گوارا قرآن را شعار دائمى خود قرار داده و بدعاء و گفتگوى با حق دل بسته و مسيحوار دنيا را از خود جدا و خود را از دنيا جدا نمودهاند.
اى نوف داود پيغمبر ٦ در چنين ساعتى از شب بود كه براى دعا برخاست و گفت عجب ساعتى است كه هر كس در چنين ساعتى از خداى خود چيزى بخواهد دعايش مستجاب مىشود مگر اينكه تحصيلدار مالياتى سلطان ستمگرى باشد و يا رياست خواه و يا نگهبان ستمگران باشد و يا بشغل ساز و آواز و رقص باشد و ديگران را با اين اعمال بطرف فحشاء و فساد سوق دهد.
و نيز حضرت فرمود تفسير حقيقت زهد را خداوند در دو جمله خلاصه كرده و فرموده لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ هر كه بر گذشته تأسف نداشته و بدست آوردهها مسرور و خوشحال نباشد هر دو طرف زهد را بدست آورده و نيز فرمود اى مردم زهد و پارسائى كوتاه نمودن آرزو و سپاس بر نعمت و ورع و پرهيز از حرام است و اگر باين صفات عاليه انسانى دست نيافتيد مراقب باشيد كه تمايل بحرام بر صبر شما چيره نشود و موقع نعمت شكر و سپاس الهى را فراموش نكنيد كه خداوند با حجت و دلائل روشن و كتابهاى واضح تمام بهانههاى شما را قطع و حجت را بر شما تمام نموده.
٣٦- و در يكى از خطبههاى حضرت در توصيف زاهدان و پارسايان چنين آمده كه آنان گروهى هستند كه در ظاهر جزء مردم دنيا هستند ولى از اهل دنيا نيستند در عين حالى كه در دنيا هستند مثل اينكه در اين جهان نيستند با بصيرت كامل اعمال خود را انجام داده و بدفع عذابى كه از آن ميترسند ميشتابند تماس و ارتباطشان با اهل آخرت است مىبينند مردم را كه بموت و مرگ جسمى و بدنى اهميت ميدهند ولى اين رادمردان به مرگ و مردن دلها و قلوب اهميت بيشترى ميدهند.
٣٧- يكى از نامههاى امير مؤمنان كه بعثمان بن حنيف (نماينده حضرت در بصره) مرقوم فرموده: اى پسر حنيف بمن رسيده كه يكى از جوانان اهل بصره تو را به مهمانى دعوت كرده تو هم با سرعت در آن مهمانى حضور يافته غذاهاى رنگارنگ و خوشمزه و كاسههاى بزرگ برايت آورده شده و گمان نداشتم تو بر سر سفرهاى حاضر شوى كه نيازمندان و مستمندان آنان محروم و ستمديده و اغنياء و ثروتمندان بر آن سفره دعوت شدهاند بر آن لقمهاى كه از اين سفره گرفته و دندان بر او مينهى خوب نظر كن و فكر كن آنچه كه بر تو مشتبه و حلال بودنش قطعى نيست بدور افكن و مخور و آنچه را كه به پاكى و حليت آن يقين دارى تناول كن آگاه باش هر پيرو و مامومى قهرا امام و پيشوائى