ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٥٣ - باب ٥٩ در باره بيم و اميد و حسن ظن بخدا و گمان لطف و كرم از خداوند متعال داشتن
برابر قدرت الهى داشته باشيد و قطعا چنين نيروئى مستقل نداريد پس نميتوانيد فرار كنيد. و يا اينكه معناى آيه اين باشد اگر قدرت داريد در زمين و آسمانها نفوذ كنيد و براى دستيابى باسرار آفرينش كرات آسمانى و بدست آوردن حقائق علمى بگردش در آسمانها و تحقيق و كنجكاوى بپردازيد. اين سفر فضائى را انجام دهيد و باسرار و حقائق علمى پى ببريد ولى بايد افكار خود را تقويت كرده و قدرت علمى بدست آورده و با تهيه ابزار و وسائل مسافرت فضائى خود را مجهز نموده و سلطه و نيروى اين سفر كيهانى را در اختيار داشته باشيد. و اقول در كتاب معاد اخبار در رواياتى در اين زمينه نقل شد.
وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ. بيضاوى در تفسير خود گفته يعنى از موقف الهى كه بندگان براى حساب مىاستند بترسند. و يا از مقام و قيام و مراقبت خدا باحوال و اعمال بندگان بترسد. و يا از مقام و ايستادن بنده خائف نزد پروردگارش براى حساب بيكى از دو معناى گذشته (از توقف خود در قيامت براى حساب يا تحت مراقبت الهى بودن در دنيا) بالاخره از موقف موقف خود انسان منظور باشد يا در دنيا كه در مقام مراقبت خداوند قرار گرفته و يا در آخرت كه در مقام حساب و بررسى دقيق الهى قرار گرفته پس قاعدتا بايد بگويد خاف مقامه ولى اضافه به ربّ براى تعظيم و بزرگداشت اين موقف حساس و با هول و هراس است و يا اينكه خافَ مَقامَ رَبِّهِ يعنى خاف ربّه كسى كه از خداى خود بترسد و لفظ مقام براى مبالغه آمده است. جَنَّتانِ دو بهشت يك بهشت براى انسانهاى خائف و ترسان و ديگرى براى طائفه جن خائف چون خطاب باين دو گروه شده و يا باين معنا كه براى هر خائفى دو بهشت هست يكى در مقابل عقيده و اعتقادات نيك او و ديگر در مقابل اعمال نيك او. و يا يك بهشت بپاداش انجام طاعت و ديگرى بپاداش ترك معصيت و گناه و يا يك بهشت براى خودش و ثواب اعمالش و ديگرى جائزه كه تفضلا داده مىشود يا روحانى و جسمانى لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ تا آخر آيه در مجمع گفته تقدير آيه اين است يعنى اگر فرضا كوه داراى شعور و درك بود و قابليت نزول قرآن را داشت و ما قرآن را بر او نازل ميگرديم اين كوه با اين عظمت و استحكام و غلظت و صلابت در اثر احساس عظمت شأن قرآن و عظمت شأن نازلكننده قرآن منشق شده و شكاف عميقى بر ميداشت و از خوف و خشيت الهى دگرگونى پيدا كرده و حالت خشوع و خضوع و فروتنى خاصى پيدا ميكرد.
بنا بر اين انسان عاقل و خردمند سزاوارتر است كه اين حالت را پيدا كند اگر توجه بيشترى باحكام و دستورات قرآن بنمايد و گفته شده كه معناى آيه اين است كه اگر كلام و سخن بليغ و رسائى در عالم باشد كه در اثر بلاغت و تأثير خود كوه را بلرزه در آورد آن