ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٩٨
خود بگيرد و شبها هم ببيدارى ميگذارند پدر بزرگوارش فرمود: اى پسر عزيزم من تو را از خدا درخواست كردم كه سرور قلب و روشنى چشمم باشى از گريه كم كن و نماز بخوان گفت: پدر، جبرئيل ٧ بمن خبر داد كه در پيش آتش بيابانى است كه فقط گريهكنندگان از آنجا ميتوانند عبور كنند. فرمود پسر عزيزم گريان باش و سزاوار است كه چنين باشى.
٥٥- صحيفه رضوى ٧ حضرت رضا از اجداد گرامى خود از رسول خدا ٦.
خداوند متعال فرمود اى زاده آدم گناهانى كه از مردم مىبينى تو را از گناه خودت غافل نسازد. نعمت و احساس مردم تو را از نعمتهاى الهى غفلت ندهد. و در عين حالى كه تو خود را بلطف خداوندى اميدوار ميبينى مردم را از رحمت حق مايوس و نااميد مگردان. در عيون هم چنين حديثى نقل شده.
٥٦- فقه الرضا چنين روايت شده كه خداوند متعال بحضرت داود وحى فرمود: دختر فلان زن در بهشت با تو هم درجه است حضرت داود ٧ بمنزل او رفت و از اعمال و رفتار او جويا شد. ديد در اعمال يوميه خود با سائر مردم فرقى ندارد. از حالت درونى و روحى او سؤال كرد در پاسخ گفت وضع روحى من طورى است كه هر دگرگونى و تغيير وضعى براى من پيش آيد من در حالت دومى خوشحالتر از حالت قبلى هستم. داود ٧ گفت حقا داراى حسن ظن در حق خدا هستى. و از عالم ٧ حديث ميكنم كه فرمود: مؤمن بهر گونه خير و سعادت دنيوى و اخروى كه نائل شود فقط در اثر حسن ظن و اميدش بخداوند متعال است و در نتيجه اخلاق نيكو و خوددارى از غيبت مؤمنين است.
به خدا سوگند مؤمن پس از توبه و استغفار مشمول عذاب الهى نخواهد شد مگر در اثر سوء ظن و نوميدى از از لطف حق و بدخلقى و غيبت مؤمنين. بخدا سوگند هر مؤمنى كه داراى صفت حسن ظن بخدا باشد لطف خداوند را در كنار اميد خود خواهد ديد. چون خداى عز و جل كريم و بزرگ است و شرم دارد بر خلاف حسن ظن و بر خلاف اميد بنده خود عمل كند. پس شما بايد حسن ظن داشته باشيد و بلطف و كرم الهى رغبت نمائيد خداوند در قرآن فرموده: الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ در اثر گمان بد بخدا بدى هم به آنان برگشت ميكند و روايت شده كه داود ٧ گفت: خدايا، آن كس كه تو را شناخت و در عين حال حسن ظن بتو نداشت، به تو ايمان نياورده است و در حديث است كه آخرين بندهاى كه دستور ورود بدوزخ در حقش صادر مىشود توجهى بخداى خويش نموده و عرض ميكند. پروردگارا چنين گمانى نسبت بتو نداشتم. خداوند ميفرمايد گمان تو چگونه بود؟ عرض ميكند گمانم اين بود كه تو گناه و خطاى مرا مىبخشى و در بهشت جايگزينم مينمائى خداوند بملائكه خود خطاب مينمايد. بعزت و جلال و جود و كرم و بلندى و ارتفاع