ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٧٥
آن وعدهاى كه در قرآنش بچنين شخصى داده وفا خواهد كرد و آن وعده اين است كه فرمود: وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ.
١٤- كافى از عدة مشايخ ... از بريد بن معاويه از حضرت باقر ٧ كه فرمود: در كتاب على ٧ يافتيم كه رسول خدا ٦ بالاى منبر در خطبه و سخنرانى خود فرمود:
بآن خدائى كه جز او خدائى نيست سوگند. مؤمن بهر خير و خوبى دنيوى و اخروى كه برسد فقط در اثر حسن ظن و اميد واثق و محكمش بخدا و در اثر خلق نيكو و در اثر خود دارى از نكوهش و غيبت مؤمنين بوده است و باز بخدا سوگند كه جز او خدائى نيست.
خداوند هيچ مؤمنى را پس از توبه و استغفار عذاب و كيفر نميكند مگر در اثر بدگمانى به خدا و ياس و كوتاهى در اميد و رجاء خود و در اثر اخلاق زشت و غيبت مؤمنين و بهمان خدا سوگند كه هر بنده مؤمنى كه اميد و حسن ظن بخدا داشته باشد قطعا خدا را در كنار حسن ظن و اميد خود مىبيند و همان لطفى را كه نسبت بخدا گمان داشته و اميد دارد همان را خواهد ديد چون خدا كريم و بزرگوار و تمام خيرات و عنايات در دست او است. و شرم دارد از اينكه بنده مؤمنى حسن ظن و اميد لطف از او داشته باشد ولى چنين خداى كريمى بر خلاف ظن و اميد آن بنده با او رفتار نمايد. بنا بر اين شما بايد ظن و گمان و توقع و انتظار خود را نسبت بخدا نيكو كنيد و رغبت و ميل خود را بلطف و عنايتش متوجه سازيد.
بيان: اين جمله كه فرمود:
(الّا بحسن ظنّه)
گفته شده معناى اين جمله داشتن حسن ظن بخدا در هر جهت. حسن ظن بخدا بهنگام استغفار و توبه يعنى اميد ببخشش و مغفرت او و حسن ظن بقبول توبه و حسن ظن باستجابت دعا بهنگام دعاء و حسن ظن به كفايت و اداره امورش هنگامى كه در خواست كفايت امرش را مينمايد. چون اين گونه حالات فقط در اثر حسن ظن بخدا در انسان پيدا مىشود و همچنين حسن ظن و اميد بقبول خداوند عمل انسان و كارهاى نيك او را. بنا بر اين استغفار و طلب مغفرت. توبه. دعا. انجام اعمال طاعت و عبادت بايد همراه حسن ظن و يقين و اعتماد بوعده راستين الهى باشد چون ذات مقدسش وعده فرمود. و قبولى و پذيرش توبه راستين و حقيقى و اعمال صالحه را تضمين نموده و وعده داده پس بايد انسان اطمينان و اعتماد بلطف خدا داشته باشد ولى اگر اين اعمال را بخيال اينكه سودى بحالش نخواهد داشت و خدا از او نميپذيرد و اعتنائى باعمال او نخواهد نمود. انجام دهد و تصور كند كه خداوند گوشى بدعا و راز و نياز او نميدهد. البته چنين حالتى ياس و نوميدى از رحمت و لطف خداوندى است كه خود از گناهان كبيره است و اگر در جهت افراط قرار گيرد يعنى وضع روحيش طورى باشد