ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٣٩ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
و مرحوم شيخ بهائى گفته خالص در لغت بمعناى صاف و پاك است (كه بچيز ديگرى مخلوط و ممزوج نشود چه آن چيز ديگر بهتر از اين باشد يا پستتر بنا بر اين كسى كه صدقه و انفاقى كه ميكند اگر فقط بقصد رياء محض باشد چنين صدقهاى خالص و از غير رياء خالص و صاف است درست مانند كسى كه فقط براى ثواب و منظور اخروى انفاقى بنمايد (اولى در آن جهت خالص دومى در اين جهت خالص است) ولى در عرف اهل شرع عمل خالص بآن عملى گفته مىشود كه در آن فقط قصد قربت باشد و از هر گونه شائبه و انگيزه غير الهى پاك و مجرد باشد و همين تجرد و پاك بودن از شوائب اخلاص ناميده مىشود البته ارباب قلب و صاحبدلان كه بحث آنان بيشتر بر محور دل انسان و حالات قلبى است تعريفهاى ديگرى براى اخلاص نمودهاند. بعضا گفتهاند اخلاص پاك بودن عمل است از اينكه غير خدا در آن نصيب و سهمى داشته باشد و گفته شده اخلاص يعنى كنار زدن خلق از معامله حق و گفته شده ستر العمل عن الخلائق و تصفيته عن العلائق پوشيده داشتن عمل از چشم مردم و پاك سازى او از هر گونه بستگى بغير خدا و گفته شده اخلاص اينست كه انسان در ازاء عمل خود هيچ گونه پاداش دنيوى و حتى اخروى در نظر نداشته باشد كه البته اين مرتبه عالى و درجه بلندى است كه وصول باين مرتبه از اخلاص بسيار دشوار است امير مؤمنان على بن ابى طالب ٧ به آن اشاره دارد در مناجات خويش كه ميگفت
ما عبدتك خوفا من نارك و لا طعما الى جنّتك و لكن وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك
كه قبلا ترجمه شده و نيز فرموده بسيارى از علماء فريقين نظر دارند باينكه اگر انسان عبادت خود را بانگيزه تحصيل ثواب اخروى يا نجات از عذاب انجام دهد باطل است و گفتهاند چنين قصدى با اخلاص منافات دارد چون اخلاص در عمل انجام عبادت است فقط بمنظور ذات احديت و غرض چنين شخصى جلب منفعت و دفع ضرر نفسى و شخصى است نه هدف الهى و وجهه خدائى كما اينكه اگر انسان شخصى را تعظيم و يا ستايش نمايد بمنظور نظر مالى و توقع مادى و يا از جهت ترس از اهانت و ضرر و آزار آن طرف اين چنين تعظيمى مخلصانه و از نظر ارادت بآن شخص نيست و از بزرگانى كه در اين باره اصرار و پافشارى نموده مرحوم سيد بزرگوار داراى مقام شامخ و صاحب كرامتها رضى الدين على بن طاوس كه روحش پاك و پاكيزه باد. و از بيانات مرحوم شهيد اول در قواعد استفاده مىشود كه اين مطلب نظريه اكثر علماء ما است رضوان اللَّه عليهم.
و فخر رازى در تفسير كبير خود گفته كه تمام متكلمين و اهل كلام اتفاق و اجماع دارند كه اگر كسى عبادت خود را از جهت ترس از عذاب و يا بانگيزه طمع ببهشت و ثواب انجام دهد چنين عبادتى صحيح نيست اين مطلب را در ذيل تفسير آيه شريفه ادْعُوا رَبَّكُمْ