ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٠٥ - باب ٥٧ در ورع و پرهيزگارى و اجتناب و دورى از امور مشكوك و شبههناك
براى اظهار شدت ناراحتى است كه از ترك سجده و مخالفت امر خداوند احساس ميكند و ندامت و حسرت بر گذشته است. البته هنگام نقل گفتار شيطان قاعدتا بايد گفته شود يا ويلى زيرا شيطان در موقع سجده انسان كه ناراحت مىشود خواستار مرگ خودش مىشود و بايد گفت يا ويلى كه نقل قول شيطان است ولى اينكه بجاى يا ويلى يا ويله گفته شد و ضمير غائب بكار رفته بعنوان بيان معنى و حقيقت است يعنى شيطان مرگش را و نابودى خودش را صدا زده و خواستار مىشود و از نقل قول و لفظ شيطان (يا ويلى) عدول نموده و آن تعبير را نميكند براى اينكه مبادا توهم شود كه ناقل قول مرگ خودش را خواستار شده و لذا ميگويد يا ويلهاى ويل و مرگ او (شيطان) تمام شد حرف نهايه نووى گفته اين چنين تعبير از آداب و رسوم سخن گفتن است كه هنگامى كه انسان گفتار و قول بد و ناراحتكنندهاى را از كسى بازگو ميكند ناقل بايد تعبير كند كه از ارتباط و انتساب به خود مصون باشد و لذا بصورت ضمير غائب تعبير ميكند تا از هر گونه توهم انتساب آن بدى بخودش محفوظ بماند و بعضى گفتهاند ضمير يا ويله مربوط بشخص سجدهكننده است كه شيطان از اثر كينه و حسد در حق آن شخص نفرين ميكند و عذاب و ويل برايش ميخواهد يا اينكه اين جمله يا ويله معترضه و از كلام خود امام است كه در اثناء مطلب حضرت در حق شيطان نفرين ميكند و ضمير راجع بابليس است كه البته اين دو احتمال ضعيف و بعيد است. و بنا بر معناى اولى كه قبلا گفته شد و صحيح بود احتمال دارد كه منادى ويل نباشد و مخدوف باشد مثل اينكه گفته مىشود ألا يا اسجدوا باين ترتيب كه يا ويله يعنى يا قوم (كه قوم منادى باشد) احضروا ويلى اى مردم بيائيد عذاب مرا نبينند.
٩- كافى محمد بن يحيى ... از ابى زياد كه گفت خدمت حضرت صادق ٧ بودم كه عيسى بن عبد اللَّه قمى وارد شد
فرحب بو قرب مجلسه ثمّ قال يا عيسى بن عبد اللَّه ليس منّا و لا كرامة له من كان في مصر فيه مائة الف او يزيدون و كان في ذلك المصر احد اورع منه.
حضرت ترحيب فرمود و جا باز كرد براى عيسى و نزديك كرد او را بخود سپس فرمود اى عيسى از ما نيست آن شيعهاى كه در شهرى باشد كه در آن شهر صد هزار نفر يا بيشتر باشد و در ميان آنان كسى كه با ورع و پرهيزگارتر از شيعه باشد پيدا شود چنين شيعهاى از ما نيست و ارزش و احترامى ندارد (يعنى اگر در شهر صد هزار نفرى يا بيشتر شيعيان ما زندگى و سكوت داشته باشند بايد چنان متدين و با تقوى باشند كه از تمام اين جمعيت مخالفان بهتر و پرهيزگارتر باشند).
بيان جوهرى گفته رحب بضم راء بمعناى سعه و فراخى و گشايش است و ميگويند