ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٩٦
اسلام خارج شده و جزء كافران هستى و اگر ايمان دارى كه او تو را مىبيند و در عين حال تو خود را بهنگام معصيت و گناه از مخلوق مستور و پنهان مينمائى ولى در مقابل او معصيت او را انجام داده و در حضورش با او مخالفت ميكنى. پس در نتيجه تو خداوند بزرگ را در حد بىارزشترين بينندگان قرار داده و هيچ اعتنا نميكنى.
٤٩- ثواب الاعمال از پدر خود ... از ابن بخترى از حضرت صادق ٧ كه فرمود:
گروهى مرتكب گناهان زيادى شدند ناگهان بخود آمده و از نتائج و كيفر گناهان خود بر آشفته و سخت در خوف و اضطراب فرو رفتند. ولى عده ديگرى آمده و بآنان گفتند باكى نداشته باشيد گناهان شما بگردن ما و بالاخره آنها را از آن حالت خوف بيرون بردند.
خداوند متعال هم عذاب خود را بر آنان نازل فرمود. سپس خطاب بآن گروه دوم نموده و فرمود. چه مردم بدى بوديد شما آنها از من ترسيدند ولى شما در گناه جرى و جسور بوديد. در محاسن از پدر خود از ابن ابى عمير نظير اين حديث را نقل كرده است.
٥٠- محاسن از پدر خود بطور مرفوع از سلمان فارسى رضوان اللَّه عليه نقل كرده كه گفت: سه چيز مرا بخنده آورده و سه چيز مرا بگريه واداشته اما آن سه چيزى كه موجب گريه من است ١- فراق و جدائى از عزيزان- رسول خدا ٦ و ياران پاك آن حضرت ٢- هول و ناراحتى لحظات مرگ ٣- حضور در برابر خداى جهان روزى كه اسرار و نهانىها علنى و آشكار خواهد شد. سرنوشت نهائى خود را نميدانم كه بهشت است و يا جايگاه من دوزخ خواهد بود. و اما آن سه چيز كه مرا بخنده آورده و در شگفتم: ١- غافلى كه در كمال بىتفاوتى و غفلت بسر ميبرد ولى از او غفلت نشده و تمام اعمال او تحت مراقبت است ٢- كسى كه دنبال دستيابى بدنيا و خواستههاى دنيوى است و مرگ هم سخت در دنبال او است ٣- شخص خندانى كه نفهميده سيد و مولايش از او خشنود است و يا بر او خشمناك.
٥١- محاسن از پدر خود ... از بعضى از اصحاب از حضرت صادق ٧ فرمود:
روز قيامت بنده در برابر پروردگار احضار مىشود و فرمان بردن بدوزخ در حق او صادر ميگردد. در همين حال آن بنده ميگويد: نه. بعزتت سوگند كه گمان من اين چنين نبود خداوند باو ميفرمايد: گمان تو نسبت بمن چه بود؟ عرضه ميدارد گمانم اين بود كه تو مرا ميبخشى. خداوند فرمايد: تو را بخشيدم. حضرت باقر ٧ فرمود: اين بنده گنهكار يك لحظه هم بخدا حسن ظن نداشت و اگر در دنيا داراى حسن ظن و اميد صحيح بود در چنين موقع ناراحتكنندهاى نمىايستاد و قبل از اين مشمول عفو الهى مىشد (همان حسن ظن و اميد حقيقى او را در دنيا اصلاح مينمود) اقول در باب (آنچه از