ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٤٦ - باب ٥٩ در باره بيم و اميد و حسن ظن بخدا و گمان لطف و كرم از خداوند متعال داشتن
ميكند (كه انسان خود را تحت سرپرستى و هدايت انسان كامل يعنى امام قرار دهد) تا آخر آيه ١٠ سوره اسرى كه بمؤمنين دو بشارت ميدهد يكى پاداش و ثواب بزرگ بآنها و ديگر عقاب و كيفر شديد بكفار و دشمنان آنان.
وَ ما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا امر آنها بتو موكول نشده كه آنها را باجبار وادار به ايمان بنمائى فقط تو نويد دهنده و هشدارگر هستى تو خود با اين مردم مدارا كن و اصحاب و ياورانت را هم بتحمل نادانى آنها و چشم پوشى از آنان دستور ده.
إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحْذُوراً سزاوار است كه از عذاب خداوندى همگان حتى ملائكه و پيامبران بر حذر باشند.
لِمَنْ يَخْشى آن كس كه در قلب او خوف و رقت باشد كه از انذار و هشداردادن متأثّر شود. أَ فَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ على بن ابراهيم گفته يعنى مگر براى آنها بيان نكرد. يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ يعنى اينها آثار هلاكت و نابودى آنان را مىبينند لِأُولِي النُّهى يعنى صاحبان عقل و خرد كه همان عقل آنان آنان را از غفلت و كوردلى نهى كرده و باز ميدارد. وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ از عظمت و سطوت حق مُشْفِقُونَ ميلرزند اصل معناى خشيت ترسى است كه با احساس عظمت و بزرگى توأم باشد و از اين جهت خشيت از حق را بعلماء و دانايان نسبت ميدهد. و اشفاق خوف و ترسى است كه با عنايت و توجه خاصى باشد و اگر با لفظ (من) استعمال شود معناى خوف بيشترى را ميرساند و اگر با لفظ على استعمال شود بر عكس خوف كمترى را ميرساند.
قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ كيست شما را حفظ كند و نگه دارد مِنَ الرَّحْمنِ از كيفر و عذاب او إِنْ أَرادَ بِكُمْ اگر بخواهد شما را كيفر دهد و در تعبير بلفظ الرّحمن عنايتى است كه هيچ نگهدارنده جز رحمت واسعه حق نيست و اگر با لطفش بدىها را بر طرف ميكند فرصت و مهلت دادنى است. بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ اساسا ياد حق در فكر آنان خطور نميكند تا از غضب و كيفرش خوف داشته باشند.
أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ بسرزمين و منطقه كفار نظر كرده نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها با سيطره و تسلط مسلمين از آن سرزمينها ميكاهيم و اين آيه موضوع غلبه مسلمين را بر كفار تصوير مينمايد أَ فَهُمُ الْغالِبُونَ رسول خدا و مؤمنين غالب و پيروزند. و در كافى از حضرت صادق ٧ در تفسير ننقصها فرموده كاستن از زمين بمرگ علماء كه قبلا هم در همين موضوع صحبت شد. الفرقان ما بموسى و هارون فرقان داديم يعنى كتابى جامع كه بين حق و باطل فرق گذاشته و روشن ميكند و ضياء كه در ظلمت جهل او سرگردانى روشنگرى دارد و ذكرا كه اهل تقوى متذكر و پند ميگيرند بالغيب حال است از فاعل يخشون در حال خلوت و پنهان