ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٨٠
نقل كرده بهمين تعبير آمده است و همه آنها در لفظ بيك تعبير
(اقراء)
آمده ولى در اين روايت شيخ
(قرى الضّيف)
ذكر شده و اين تعبير بهتر و با معناى لغوى كه در كتابهاى لغت بيان شده مناسبتر است. در قاموس گويد قرى الضّيف قرى با كسر قاف و الف كوتاه و فتح قاف و الف بلند (قراء) يعنى از مهمان پذيرائى كرد و استقرى و اقترى و اقرى يعنى درخواست ضيافت و مهمانى كرد البته اين بحسب معنائى است كه در كتب لغت شده ولى در عين بسيارى از بناها و صيغهها هست كه در اخبار و گفتگوهاى عمومى و يا اصطلاحات خصوصى رائج و مستعمل است كه اهل لغت متعرض آنها نشده اينجا هم ممكن است لفظ اقراء از آن قبيل باشد و از بعضى نقل شده كه باب افعال (اقراء) در اين مورد براى تعريض باشد باين معنا كه (اقراء) يعنى خود را در معرض پذيرائى مهمان قرار دادن نظير اباع البعير يعنى شتر را در معرض فروش قرار داد و گفته شده اقراء الضّيف يعنى تقاضاى مهمانى و پذيرائى از مهمان و معلوم نيست اين گوينده اين معنا را از چه ماخذى گرفته و ممكن است از اواخر سخنان فيروزآبادى صاحب قاموس گرفته باشد ولى ظاهرا اين معنا از آن كلام استفاده نميشود.
على كل حال اين دو عمل
(اقراء الضّيف- و اطعام السّائل)
پذيرائى مهمان و غذا بسائل دادن يا مختص بمؤمن است يا مسلمان مطلقا يعنى از صفات پسنديده دهگانه پذيرائى و غذا دادن بهر مسلمانى چه شيعه و چه غير شيعه همچنان كه بعضى از اخبار بر اين دلالت دارد و يا منظور عموم است كه از مهمان و سائل و درخواستكننده پذيرائى و اجابت خوب است گر چه كافر باشد همچنان كه در زبانهاى مردم اين جمله مشهور است:
اكرم الضّيف و لو كان كافرا
البته منظور كفار غير حربى است ولى كفار حربى و دشمنانى كه در حال جنگ با اسلام و مسلمين هستند ظاهرا مشمول اين حكم نباشد. و البته اين موارد بحسب فضيلت و ارزشهاى افراد و از نظر نيت ميزبان و غذا دهنده و از جهت نياز و استحقاق مهمان و سئوالكننده تفاوت دارد و اغلب موارد وظيفه استحبابى است و گاهى هم لازم و واجب مىشود مثلا موقعى كه مهمان و يا سائل در معرض خطر هلاكت و مرگ قرار گيرد.
و المكافاة على الصّنائع
يعنى پاداش دادن باحسان و نيكى ديگران. در قاموس گويد كافأه مكافئة و كفاء جازاه جزا و پاداش داد و در نهايه است. اصطناع از صيغه است كه بباب افتعال رفته و صيغه بمعناى عطا و بخشش و احسان است. و البته اين مطلب يعنى پاداش در مقابل احسان از افعال مستحبه است و از آداب انسانى و اسلامى است چون قبول احسان بدون پاداش و عوض مسلما جائز است. دليل بر اين. روايتى است كه اسحاق بن